آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٤ - فصل پنجم در رفع رأس از ركوع است
است، چنانچه اهل معرفت فرمودهاند، زيرا كه ركوع اول است، و آن اين مقامات است، و سجود ثانى است، و آن نيست جز مقام فناء در ذات.
و نيز معلوم شود كه قرب مطلق، كه در سجود حاصل شود، ميسور نيست جز به حصول ركوع على الحقيقة، و كسى كه صلاحيّت براى ثانى بخواهد پيدا كند، بايد قرب ركوعى و ادب آن را تحصيل كند.
پس از بيان لطائف و سراير ركوع و سجود، اشاره فرموده به آداب قلبيّه آن از براى متوسّطين. و آن امورى است كه بعضى از امور عامّه است، كه ما در مقدّمات ذكر نموديم، و بعضى خاصّ به ركوع است. و چون اكثر اين امور بيان شده است، از تفصيل آن صرف نظر نموديم.
فصل پنجم در رفع رأس از ركوع است.
و سرّ آن رجوع از وقوف در كثرات اسمائيّه است، چنانچه فرمايد: و كمال التّوحيد نفى الصّفات عنه.[٥٦٥] زيرا كه پس از حصول حال صحو از فناى اسمائى، عبد سالك قصور و تقصير خود را مشاهده كند، چه كه مبدأ خطيئه آدمى، كه ذرّيّه او بايد جبران آن كند، توجّه به كثرات اسمائيّه كه باطن شجره است مىباشد. و چون خطيئه خود، كه ذرّيّه است، و خطيئه آدم، كه اصل خود است، دريافت، به مقام تذلّل و نقصان خود پى برد و مهيّاى براى رفع خطيئه، كه به خفض جناح در حضرت كبرياء است، شود، و اقامه صلب از اين مقام نمايد، و با تكبير بعد از ركوع رفع كثرات اسمائيّه نمايد، و صفر اليد متوجّه منزل ذلّت و مسكنت و اصل ترابيّت شود. و آداب مهمّه آن، يافتن خطر بزرگ مقام، و چشاندن به قلب است با تذكّر تامّ، و مجاهده در توجّه به
[٥٦٥] - پاورقى ٤٦٧.