آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - فصل هفتم در بيان تفهيم است
به ذكر آن ذكر گويد و به تبع آن حركت كند. بلكه گاه شود كه در خواب نيز انسان به تبع ذكر قلبى ذكر لسانى گويد، زيرا كه ذكر قلبى مختص به حال بيدارى نيست و اگر قلب متذكّر شود زبان كه تابع آن شده ذكر گويد و از ملكوت قلب به ظاهر سرايت نمايد: قُلْ كُلُّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه.[٤٢] بالجمله، در اوّل امر بايد انسان اين ادب يعنى «تفهيم» را ملحوظ دارد تا زبان قلب كه مطلوب حقيقى است گشوده گردد. و علامت آن كه زبان قلب گشوده شده آن است كه تعب ذكر و زحمت آن مرتفع شود و نشاط و فرح رخ دهد و خستگى و رنج زائل گردد، چنانچه اگر كسى طفلى را كه زبان باز ننموده بخواهد تعليم دهد، تا طفل زبان باز ننموده معلم خسته و ملول شود، همين كه طفل زبان گشود و آن كلمه را كه تعليم او مىكرد ادا كرد، خستگى معلّم رفع شود و معلّم به تبع طفل كلمه را ادا كند بىرنج و تعب. قلب نيز در ابتدا امر طفلى است زبان نگشوده كه آن را بايد تعليم داد و اذكار و اوراد را بايد به زبان آن گذاشت، و پس از باز شدن زبان آن انسان تابع آن گردد و رنج و تعب تعليم و خستگى ذكر مرتفع گردد. و اين ادب براى كسانى كه مبتدى هستند خيلى لازم است.
و بايد دانست كه يكى از نكات تكرار اذكار و ادعيه و دوام ذكر و عبادت همين است كه زبان قلب گشوده و قلب ذاكر و داعى و عابد گردد و تا اين ادب ملحوظ نشود زبان قلب گشوده نشود.
و در احاديث شريفه اشاره به اين معنى شده است، چنانچه در كافى شريف از حضرت صادق سلام اللّه عليه حديث كند كه حضرت امير المؤمنين سلام اللّه عليه در ضمن بعضى از آداب قرائت فرمودند: و لكن اقرعوا به قلوبكم القاسية، و لا يكن همّ احدكم آخر السّورة.[٤٣] و در حديث كافى است كه حضرت صادق به أبو اسامه فرمود: يا ابا
[٤٢] -« بگو هر كس بر سرشت خود عمل مىكند.»( اسراء- ٨٤)
[٤٣] -« ... بلكه با قرآن بر دلهاى سخت خود بكوبيد و بر آن مباشيد كه سوره را به آخر برسانيد.» اصول كافى، ج ٤، ص ٤١٨،« كتاب فضل القرآن»،« باب ترتيل القرآن بالصّوت الحسن»، حديث ١.