آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٤ - باب دوم در اعتبارات قلبيّه ستر عورت است
الأَرْضِ إِلهٌ[١٣٤] را اظهار مىكنيم، ولى تا اين مطلب برهانى به قلب نرسيده و صورت باطنى قلب نشده، ما از حدّ علم به حدّ ايمان نرسيديم و از نور ايمان كه مملكت باطن و ظاهر را نورانى كند بهره و نصيبى نداريم. و از اين جهت است كه با داشتن برهان بر اين مطلب شامخ الهى، باز در تكثير واقعيم و از توحيد، كه قرّة العين اهل اللّه است، بىخبريم، كوس لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه مىزنيم و چشم طمع و دست طلب پيش هر كس و ناكس داريم:
| «پاى استدلاليان چوبين بود | پاى چوبين سخت بىتمكين بود»[١٣٥] | |
و اين تطهير از مقامات بزرگ سالكين است. و پس از اين مقام مقامات ديگرى است كه از حدّ ما خارج است، و شايد در خلال اين اوراق به مناسبت ان شاء اللّه ذكرى از آن پيش آيد.
باب دوم در اعتبارات قلبيّه ستر عورت است
چون سالك إلى اللّه خود را حاضر در محضر مقدّس حق جلّ و علا ديد، بلكه باطن و ظاهر و سرّ و علن خود را عين حضور يافت، چنانچه از كافى و توحيد روايت شده كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: انّ روح المؤمن لأشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بها.[١٣٦] بلكه به برهان قوى
[١٣٤] -« اوست كسى كه در آسمان خداست و در زمين خداست.»( زخرف- ٨٤)
[١٣٥] - شعر از مولوى است.
[١٣٦] -« همانا پيوند روح مؤمن به روح خدا استوارتر از پيوستگى پرتو آفتاب به آن است.» اصول كافى، ج ٣، ص ٢٤٢،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب اخوة المؤمنين بعضهم لبعض»، حديث ٤.