آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٣ - فصل دوم در آداب قلبيه قنوت است
ركن چهارم «تكبير» است.
و آن نيز تكبير از توصيف است، گويى كه عبد در اول ورود در «تحميد» و «تهليل»، تنزيه از توصيف نموده، و پس از فراغ از آن نيز تنزيه و تكبير از توصيف نمايد، كه تحميد و تهليلش محفوف به اعتراف به تقصير و تذلّل باشد. و شايد كه تكبير در اين مقام تكبير از «تحميد» و «تهليل» باشد، زيرا كه در آن شائبه كثرت است، چنانچه مذكور شد. و شايد در «تسبيح» تنزيه از تكبير، و در تكبير تكبير از تنزيه نيز باشد، كه دعاوى عبد بكلّى ساقط شود و به توحيد فعلى متمكّن گردد و مقام قيام به حقّ ملكه گردد در قلب، و از تلوين بيرون آيد و حالت تمكين حاصل شود.
و عبد سالك بايد در اين اذكار شريفه كه روح معارف است حال تبتّل و تضرّع و انقطاع و تذلّل را در قلب تحصيل كند، و به كثرت مداومت باطن قلب را صورت ذكر دهد و حقيقت ذكر را در باطن قلب متمكّن سازد، تا قلب متلبّس به لباس ذكر شود و لباس خويش، كه لباس بعد است، از تن بيرون آورد، پس، قلب الهى حقّانى شود و حقيقت و روح انَّ اللَّه اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ انْفُسَهُم[٥٨٣] در آن متحقّق گردد.
فصل دوم در آداب قلبيه قنوت است
بدان كه «قنوت» يكى از مستحبّات مؤكّده است كه ترك آن شايسته نيست، بلكه احتياط در اتيان به آن است، زيرا كه بعضى از اصحاب قائل به وجوب شدهاند، و ظاهر بعض روايات نيز وجوب است، گرچه اقوى در صناعت فقهى عدم وجوب است، چنانچه مشهور بين علماء اعلام است. و آن به همين كيفيّت خاصّه كه بين اماميّه رضوان اللّه عليهم متعارف است
[٥٨٣] -« همانا خدا از مؤمنان جانهايشان را خريده است.»( توبه- ١١١)