آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٢ - فصل پنجم در بعضى از آداب «حيعلات» است
فصل پنجم در بعضى از آداب «حيعلات» است
و چون سالك إلى اللّه با تكبيرات اعلان عظمت حق تعالى را از توصيف نمود و با شهادت به الوهيت قصر توصيف و تحميد بلكه هر تأثير را در حق نمود و خود را از لياقت قيام به امر انداخت و با شهادت به رسالت و ولايت اختيار رفيق و مصاحب كرد و تمسّك به مقام قدس خلافت و ولايت پيدا نمود- كما قيل: الرّفيق ثمّ الطّريق[١٩٦]- پس از آن، بايد به صراحت لهجه قواى ملكيّه و ملكوتيّه را مهيّا نمايد براى نماز و اعلان حضور را به آنها بدهد بقوله: حىّ على الصّلاة. و تكرار آن براى تنبيه كامل و ايقاظ تام است، يا يكى به قواى مملكت داخل است، و ديگر به قواى مملكت خارج است، چه كه آنها نيز در اين سفر با انسان سالكند، چنانچه اشاره به آن گرديد و بيايد.
و در اين مقام ادب سالك آن است كه قلب و قواى خود را تفهيم كند و به باطن قلب بفهماند قرب حضور را تا خود را مهيا كند براى آن، و آداب صوريّه و معنويّه را كاملا مراقبت نمايد. پس از آن، سرّ صلاة و نتيجه آن را اجمالا اعلان كند بقوله: حىّ على الفلاح و حىّ على خير العمل تا فطرت را بيدار نمايد، زيرا كه فلاح و رستگارى سعادت مطلقه است، و فطرت همه بشر عاشق سعادت مطلقه است، زيرا كه فطرت كمال طلب و راحت طلب است و حقيقت سعادت كمال مطلق و راحت مطلق است. و آن در نماز كه خير الاعمال است قلبا و قالبا و ظهورا و بطونا حاصل آيد، زيرا كه صلاة به حسب صورت و ظاهر، ذكر كبير و جامع است و ثناى به اسم اعظم است كه مستجمع
[١٩٦] - وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٢٩٩،« كتاب الحجّ»،« أبواب آداب السّفر»، باب ٣٠، حديث ١١. به نقل از محاسن برقى، ص ٣٥٧. در بعض روايات ديگر نيز اين مضمون وارد شده است، مانند: سل عن الرّفيق قبل الطّريق. نهج البلاغة، فيض الاسلام، ص ٩٣٦. و الرّفيق ثمّ السّفر. الاشعثيّات، ص ١٦٤.
« باب سوء الجوار».