آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٣ - فصل پنجم در بعضى از آداب «حيعلات» است
جميع شئون الهيّه است، و از اين جهت اذان و اقامه مفتتح است به «اللّه» و مختتم است به آن، و اللّه اكبر در جميع حالات و انتقالات نماز تكرار شود و توحيدات ثلاثه، كه قرة العين اولياء است، در نماز حاصل شود، و صورت فناء مطلق و رجوع تام در آن آميخته است. و به حسب باطن و حقيقت، معراج قرب حق است و حقيقت وصول به جمال جميل مطلق است و فناى در آن ذات مقدس است، كه فطرت بر آن عاشق است، و طمأنينه تامّه و راحت مطلقه و سعادت عقليّه تامّه به آن حاصل آيد- الا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلوُب.[١٩٧] پس، كمال مطلق، كه وصول بفناء اللّه و اتصال به بحر غير متناهى وجوبى است و شهود جمال ازل و استغراق در درياى نور مطلق است، در نماز حاصل شود، و راحتى مطلق و استراحت تامّ و طمأنينه كامله نيز در آن پيدا شود، و دو ركن سعادت حاصل آيد. پس، نماز فلاح مطلق است، و آن خير الاعمال است. و سالك بايد اين لطيفه الهيّه را با تكرار و تذكّر تامّ به قلب بفهماند و فطرت را بيدار كند، و پس از ورود به قلب، فطرت از جهت كمال و سعادت طلبى به آن اهميت دهد و از آن محافظت و مراقبت نمايد. و در تكرار آنها نيز همان نكته است كه گفته شد.
و چون سالك بدين مقام رسيد، اعلان حضور دهد ف قد قامت الصّلاة.
پس، بايد خود را در حضور مالك الملوك عوالم وجود و سلطان السّلاطين و عظيم مطلق ببيند، و به قلب خود خطرهاى حضور را كه همهاش به قصور و تقصير امكانى رجوع كند، بفهماند، و با كمال شرمندگى و خجلت از عدم قيام به امر و قدم خوف و رجا وارد شود، و وفود به كريم كند و خود را داراى زاد و راحله نبيند و قلب خود را از سلامت تهى بيند و عمل خويش را از حسنات نداند و به پشيزى نشمرد. و اگر اين حال در قلبش مستحكم شد، اميد است كه مورد عنايت گردد: امَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء.[١٩٨]
[١٩٧] -« هان كه با ياد خدا دلها آرام گيرد.»( رعد- ٢٨)
[١٩٨] - پاورقى ١٠٧.