آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - تنبيه ادبى
الوحدة مىباشد، تا منتهى مىشود به اسماء باطنه محضه كه اسم «مالك» از آنها است. پس، در تجلّى به مالكيّت، كثرات عالم غيب و شهادت مضمحل شود و فناى كلّى و حضور مطلق دست دهد. و چون از حجب كثرت به ظهور وحدت و سلطنت الهيّه تخلّص يافت و به مشاهده حضوريّه نائل گرديد، مخاطبه حضوريه كند و ايّاك نعبد گويد.
پس تمام دايره سير سايرين نيز در سوره شريفه مذكور است: از آخرين حجب عالم طبيعت تا رفع جميع حجب ظلمانيّه و نورانيّه و دست دادن حضور مطلق. و اين حضور قيامت كبراى سالك و قيام ساعت او است. و شايد در آيه شريفه فَصَعِقَ مَنْ في السَّمواتِ وَ مَن الارضِ الّا مَنْ شاءَ اللَّه[٤٢٤] مقصود از «مستثنى» اين نوع از اهل سلوك باشد كه براى آنها قبل از نفخ صور كلّى، صعق و محو حاصل شده. و شايد يكى از محتملات فرمايش رسول خدا كه فرمودند: انا و السّاعة كهاتين[٤٢٥]- و جمع فرمودند بين دو سبّابه شريفه خود- همين معنى باشد.
تنبيه ادبى
در تفاسير متداوله كه ديديم، يا از آنها نقل شده، «دين» را به معناى جزا و حساب دانستهاند. و در كتب لغت نيز به اين معنى ذكر شده، و به قول شعراء عرب استشهاد شده مثل قول شاعر: و اعلم بانّك ما تدين تدان.[٤٢٦] و قول منسوب به شهل بن ربيعة: و لم يبق سوى العدوان، دنّاهم كما دانوا.[٤٢٧] و
[٤٢٤] -« ... پس هر كس در آسمانها و زمين است مدهوش شود جز آن كه پروردگار تو بخواهد.»( زمر ٦٨)
[٤٢٥] -« من و قيامت همانند اين دو( دو انگشت سبابه و وسط) هستيم.» الاشعثيّات، ص ٢١٢،« باب ما يوجب الصبر». بحار الانوار، ج ٢، ص ٣٩،« كتاب العلم»، حديث ٧٢. از مجالس مفيد.
[٤٢٦] -« و بدان همان طور كه كيفر مىدهى جزا داده مىشوى.»
[٤٢٧] -« و جز دشمنى چيزى نماند، كيفرشان داديم آنچنانكه آنها جزا دادند».
| ( فلمّا اصبح الشرّ و امسى و هو عريان | - و لم يبق سوى العدوان دنّاهم كما دانوا) | |
- سهل بن شيبان. جامع الشواهد،« باب الفاء مع اللام»، ص ١٨٥.