آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٩ - تتميم رواياتى راجع به فضيلت و جامعيت جمله شريفه الحمد لله
ذوق عرفانى نشود. بلكه آنچه در اين تقسيم به نظر مىرسد آن است كه ميزان در اين اسماء آن است كه سالك به قدم معرفت پس از آن كه فناى فعلى براى او دست داد، حق تعالى تجلّياتى كه به قلب او مىكند تجلّيات به اسماء افعال است، و پس از فناى صفاتى، تجلّيات صفاتيّه، و پس از فناى ذاتى، تجلّيات به اسماء ذات براى او مىشود. و اگر قلب او قدرت حفظ داشت پس از صحو، آنچه كه از مشاهدات افعاليّه خبر دهد اسماء افعال است، و آنچه كه از مشاهدات صفاتيّه، اسماء صفات، و هكذا اسماء ذات. و اين مقام را تفصيلى است كه در اين اوراق نشايد. و آنچه را در انشاء الدوائر مذكور شده، مطابق ميزانى كه خود دست داده صحيح نيست، چنانچه در نظر به اسماء واضح شود.
و مىتوان گفت كه اين تقسيم به «اسماء ثلاثه» در قرآن شريف نيز اشاره به آن شده. و آن آيات شريفه آخر سوره «حشر» است. قال تعالى: هُوَ اللَّه الَّذى لا الهَ الّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ.[٣٩٦] إلى آخر الآيات الشريفة.
و اين آيات شريفه، شايد اوّلى آنها اشاره به اسماء ذاتيّه، و دومى اشاره به اسماء صفاتيّه، و سومى اشاره به اسماء افعاليّه، باشد. و تقديم ذاتيّه بر صفاتيّه، و آن بر افعاليّه، به حسب ترتيب حقايق وجوديّه است و تجلّيات الهيّه، نه به حسب ترتيب مشاهدات اصحاب مشاهده و تجليات به قلوب ارباب قلوب. و بايد دانست كه آيات شريفه را رموز ديگرى است كه ذكر آن مناسب مقام نيست. و اين كه آيه دوم اسماء صفاتيّه، و سوم افعاليّه است، واضح است. و اما «عالم الغيب و الشهادة» و «رحمن» و «رحيم» از اسماء ذاتيّه بودن مبنى بر آن است كه «غيب» و «شهادت» عبارت از اسماء باطنه و ظاهره باشد، و «رحمانيّت» و «رحيميّت» از تجلّيات «فيض اقدس» باشد نه «فيض مقدس». و اختصاص دادن اين اسماء را به ذكر، با اينكه «حىّ» و
[٣٩٦] -« اوست خدايى كه جز او خدايى نيست، داناى نهان و آشكار، اوست رحمن رحيم.»( حشر- ٢٢).