آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤ - فصل سوم در بيان خشوع است
و كبريا و جلال كنند و خشوع آنها خوفى باشد، و تجليّات اسماء قهريّه و جلاليّه بر قلوب آنها شود، چنانچه حضرت يحيى على نبيّنا و آله و عليه السلام چنين بوده. پس، خشوع گاهى ممزوج با حبّ است و گاهى ممزوج با خوف و وحشت است، گرچه در هر حبّى وحشتى و در هر خوفى حبّى است.
و مراتب خشوع به حسب مراتب ادراك عظمت و جلال و حسن و جمال است. و چون امثال ماها با اين حال از نور مشاهدات محروميم، ناچار بايد در صدد تحصيل خشوع از طريق علم يا ايمان بر آييم. قال تعالى: قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنوُنَ الَّذين هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُون.[١٦] خشوع در نماز را از حدود و علائم ايمان قرار داده، پس، هر كس در نماز خاشع نباشد، به حسب فرموده ذات مقدّس حق از زمره اهل ايمان خارج است. و نمازهاى ماها كه مشفوع با خشوع نيست از نقصان ايمان يا فقدان آن است. و چون اعتقاد و علم غير از ايمان است، از اين جهت اين علمى كه به حق و اسماء و صفات او و ساير معارف الهيّه در ما پيدا مىشود غير از ايمان است. شيطان به شهادت ذات مقدّس حق علم به مبدأ و معاد دارد، مع ذلك كافر است- خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِين[١٧] گويد، پس حق تعالى و خالقيّت او را مقرّ است، انْظِرْنى الى يَوْمِ يُبْعَثوُن[١٨] گويد، پس معاد را معتقد است، علم به كتب و رسل و ملائكه دارد، با اين وصف خداوند او را كافر خطاب كرده و از زمره مؤمنين خارج فرموده.
پس، اهل علم و ايمان از هم ممتازند: هر اهل علمى اهل ايمان نيست.
پس، بايد پس از سلوك علمى خود را در سلك مؤمنين داخل كند و عظمت و جلال و بهاء و جمال حق جلت عظمته را به قلب برساند تا قلب خاشع شود، و الّا مجرد علم خشوع نمىآورد، چنانچه مىبينيد در خودتان كه با اعتقاد به مبدأ و معاد و اعتقاد به عظمت و جلال حقّ قلب شما خاشع نيست.
و اما قول خداى تعالى: الَمْ يَاْنِ لِلَّذينَ آمَنوُا انْ تَخْشَعَ قُلوُبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه وَ ما
[١٦] -« همانا رستگار شدند مؤمنانى كه در نمازشان خاشعاند.»( مؤمنون- ١ و ٢)
[١٧] -« مرا از آتش و او را از گل آفريدهاى.»( اعراف- ١٢)
[١٨] -« مرا تا روزى كه بر انگيخته شوند مهلت ده.»( اعراف- ١٤)