آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٥ - اول در وجه تسميه «ليلة القدر»
وجه ترجيح احتمال اول آن است كه ظاهر اخبار و آياتى كه براى زمان و مكان شرافت يا نحوست اثبات نمودند، آن است كه صفت خود آنها است نه صفت به حال متعلّق. و چون مانع عقلى ندارد، حمل آنها بر ظاهر خود متعيّن است.
وجه ترجيح احتمال دوم آن است كه حقيقت زمان و مكان حقيقت واحده بلكه شخصيّت آنها نيز شخصيّت واحده است، و از اين جهت، ممكن نيست شخص واحد در حكم متجزّى و مختلف شود. بنابراين، ناچار آنچه وارد شده در شرافت يا نحوست، محمول بر وقايع و قضاياى حاصله در آنها است. و اين وجه برهانى نيست، زيرا كه زمان گرچه شخص واحد است، ولى چون متدرّج و ممتدّ است و حقيقت مقداريّه است، مانع ندارد كه بعضى اجزاء آن با بعضى ديگر در حكم و اثر مختلف باشد. و برهانى قائم نشده است كه هر شخص به هر طورى هست داراى دو حكم و دو اثر نمىشود، بلكه خلاف آن ظاهر است. مثلا، افراد انسان با آن كه هر يك شخص واحد هستند، معذلك، در صورت جسميّه آنها اختلافات كثيره هست، مثلا، جليديّه و دماغ و قلب شريفتر و لطيفترند از اعضاى ديگر، و همين طور قواى باطنه و ظاهره آن بعضى اشرف از بعضى هستند. و اين براى آن است كه در اين عالم انسان به نعت وحدت تامّه ظاهر نيست، گرچه شخص واحد است، ولى چون به نعت كثرت ظاهر است، احكام او نيز مختلف شود.
و اما وجه ترجيح احتمال اول نيز وجه صحيح دلپسندى نيست، زيرا كه مرجع اين حرف به «اصالة الظّهور» و «اصالة الحقيقة»، مثلا، مىباشد. و در اصول معلوم شده است كه «اصالة الحقيقة» و «اصالة الظهور» براى آنست كه در مورد شك در مراد، تعيين مراد كند، نه پس از معلوميّت مراد، اثبات حقيقت نمايد. تأمّل [١].
______________________________
[١] وجه تأمل آن است كه در اينجا از جهت ديگر مىتوان اين دعوى را تقرير كرد و آن آنست كه ظاهر در نسبت دادن محمولى به موضوع آن است كه آن موضوع خوددارى آن حكم باشد و تمام موضوع باشد چنانچه