آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٢ - مطلب سوم در اجمالى از كيفيّت نزول قرآن است
اولياء و اهل معارفند، كسى ديگر نتواند به طريق كشف و شهود از اين لطيفه الهيّه مطّلع شود، زيرا كه مشاهده اين حقيقت نشود جز به وصول به عالم وحى و خروج از حدود عوالم امكانى. و ما در اين مقام به طريق اشاره و رمز بيانى از اين حقيقت مىكنيم.
بايد دانست كه قلوبى كه به طريق سلوك معنوى و سفر باطنى سير إلى اللّه مىكنند و از منزل مظلم نفس و بيت انيّت و انانيّت مهاجرت مىنمايند، دو طايفهاند به طريق كلى:
اول، آنان كه پس از اتمام سفر إلى اللّه، موت آنها را درك كند، و در همين حال جذبه و فنا و موت باقى مانند. و اينها اجرشان على اللّه و هو اللّه است. اينها محبوبينى هستند كه در تحت «قباب اللّه» فانى، و كسى آنها را نشناسد و با كسى رابطه پيدا نكنند و آنها نيز جز حق كسى را نشناسند- اوليائى تحت قبابى، لا يعرفهم غيرى.[٥١٧] طايفه دوم آنان هستند كه پس از تماميّت سير إلى اللّه و في اللّه، قابل آن هستند كه به خود رجوع كنند و حالت صحو و هشيارى براى آنها دست دهد.
اينها آنان هستند كه به حسب تجلّى به فيض اقدس، كه «سرّ قدر» است، تقدير استعداد آنها شده و آنها را براى تكميل عباد و تعمير بلاد انتخاب فرمودهاند. اينها پس از اتصال به حضرت علميّه و رجوع به حقايق اعيان، كشف سير اعيان و اتّصال آنها را به حضرت قدس و سفر آنها را إلى اللّه و إلى السّعاده نمايند، و مخلّع به خلعت نبوت شوند. و اين كشف وحى الهى است قبل از تنزّل به عالم وحى جبرائيلى. و پس از آن كه از اين عالم توجه به عوالم نازله كردند، كشف آنچه در اقلام عاليه و الواح قدسيّه است نمايند به قدر احاطه علميّه و نشئه كماليّه خود كه تابع حضرات اسمائيّه است. و اختلاف شرايع و نبوات بلكه جميع اختلافات از آنجا است.
و در اين مقام گاه شود كه آن حقيقت غيبيّه و سريره قدسيّه، كه در
[٥١٧] - پاورقى ١٥٧.