آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - مقام اوّل در آداب مطلق لباس است
است كه به حسب روايت، كه از حضرت صادق وارد است، خداى تبارك و تعالى به يكى از انبياء وحى فرموده كه «به مؤمنين بگو نپوشيد لباس اعداى مرا، و نخوريد همچون دشمنان من، و مشى نكنيد همچون دشمنان من، تا دشمن من شويد چنانچه آنها دشمن منند.»[١٢٣] و همانطور كه لباسهاى خيلى فاخر را در نفوس تأثير است، لباسهاى خيلى پست را چه در مادّه و جنس و چه در هيئت و شكل در نفوس تأثير است، و چه بسا باشد كه فساد اين به مراتب بالاتر از آن لباسهاى فاخر باشد، زيرا كه نفس را مكايدى است بسيار دقيق، همين كه خود را از نوع ممتاز ديد به اينكه خود لباس خشن و كرباس پوشيده و ديگران لباسهاى نرم و لطيف پوشيدند، از معايب خود به واسطه حبّ به خود غفلت مىكند، و اين امر عرضى غير مربوط به خود را مايه افتخار شمارد، و بسا باشد كه به خود اعجاب كند و تكبّر بر بندگان خدا كند و سايرين را از ساحت قدس حق دور داند و خود را از مقرّبين و خلّص عباد اللّه داند، و چه بسا مبتلا به ريا و ديگر مفاسد بزرگ شود. بيچاره از همه مراتب معرفت و تقوى و كمالات نفسانيّه به لباس خشن و ژندهپوشى قناعت نموده، و از هزاران عيب خود كه بزرگترين آنها همين است كه از سوء تأثير اين لباس پيدا شده غافل است، و خود را كه از اولياى شيطان است اهل اللّه محسوب دارد و بندگان خدا را ناچيز و بىارزش داند. و همينطور بسا باشد كه هيئت و طرز لباس انسان را مبتلا به مفاسد كند، چنانچه طورى لباس را ترتيب دهد كه به زهد و قدس مشهور شود.
بالجمله، لباس شهرت، چه در جانب افراط يا در جانب تفريط، از امورى است كه قلوب ضعيفه را متزلزل و از مكارم اخلاق منخلع مىنمايد و موجب عجب و ريا و كبر و افتخار شود كه هر يك از آنها از امّهات رذائل نفسانيّه بلكه موجب ركون به دنيا و دلبستگى به آن گردد كه آن رأس كلّ خطيئات و سر چشمه جميع قبايح است. و در احاديث نيز اشاره به بسيارى از
[١٢٣] - الجواهر السّنيّة،« باب أبي عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق»، حديث ٦٠.