آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٧ - مقام اوّل در آداب مطلق لباس است
كمال آن، و كمال آن را به مواصله، و مواصله را به كمال آن، و آنچه در وهم من و تو نايد ترقّى دهد، و در ملك بدن و آثار و افعال صوريّه كه شاخ و برگ است تأثيرات غريبى دارد: سمع و بصر و ديگر قوى و اعضا را الهى كند و سرّ كنت سمعه و بصره[١٢٠] را تا اندازهاى ظاهر گرداند. و چنانچه آن مراتب را در ظاهر تأثير بلكه تأثيرات است، هيئت ظاهر و جميع حركات و سكنات عاديّه و غير عاديّه و تمام تروك و افعال را در آنها نيز تأثيراتى است بس عجيب، كه گاه شود كه با يك نظر از روى حقارت به يكى از بندگان خدا سالك را از اوج اعلى به اسفل سافلين پرتاب كند و جبران آن را به سالهاى دراز نتواند بنمايد.
و چون قلبهاى بيچاره ما ضعيف و ناتوان است و چون بيد مجنون از نسيم ملايمى به لرزه در آيد و حال سكونت خود را از دست بدهد، پس لازم است كه حتّى در امور عاديّه، كه يكى از آنها اتّخاذ لباس است، ملاحظه حالات قلبيّه نموده نگاهدارى قلب را بكنيم. و چون نفس و شيطان را دامهايى بس محكم و تسويلاتى بس دقيق است كه احاطه به آن از طاقت ما خارج است، ناچار تا اندازه قدرت و نطاق وسع خود در مقابل آنها قيام و از حق تعالى در همه حالات طلب توفيق و تأييد نماييم.
پس، گوييم كه پس از آن كه واضح شد كه باطن را در ظاهر و ظاهر را در باطن تأثير است، انسان طالب حق و ترقّى روحانى بايد در انتخاب مادّه و هيئت لباس آنچه را كه در روح تأثير بد دارد و قلب را از استقامت خارج و از حق غافل مىكند و وجهه روح را دنيايى مىنمايد احتراز كند. و گمان نشود كه تسويل شيطان و تدليس نفس امّاره فقط در لباس فاخر زيبا و تجمّل و تزيّن است، بلكه گاه شود كه انسان را به واسطه لباس مندرس و بىارزش از درجه اعتبار ساقط نمايد، و از اين جهت انسان بايد از لباس شهرت، بلكه مطلق مشى بر خلاف معمول و متعارف، احتراز نمايد. چنانچه از لباسهاى فاخر كه مادّه و جنس آن سنگين قيمت و هيئت و برش آن جالب توجّه و انگشتنما
[١٢٠] - پاورقى ١٧.