آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - مقام اوّل در آداب مطلق لباس است
است بايد احتراز كند، زيرا قلب ما بسيار ضعيف و سخت بىثبات است، به مجرّد فىالجمله امتياز و تعيّنى مىلغزد و از اعتدال منحرف مىشود. چه بسا باشد انسان بىچاره ضعيفى كه از تمام مراحل شرف و انسانيّت و عزّت نفس و كمال آدميّت عارى و برى است به واسطه دو سه زرع پارچه ابريشمى و يا پشمى كه در برش و دوخت آن تقليد از اجانب كرده يا آن كه با چندين ننگ و شرففروشى آن را تحصيل نموده بر بندگان خدا به نظر حقارت و كبر و ناز نگاه و هيچ موجودى را به چيزى نشمرد، و اين نيست جز از كمال ضعف نفس و كوچكى ظرفيّت كه فضلات كرم و لباس گوسفند را مايه اعتبار و شرف خود پندارد.
اى بيچاره انسان، چقدر مخلوق ضعيف بىمايهاى هستى، تو بايد فخر عالم امكان و خلاصه كون و مكان باشى، تو آدمزادهاى، بايد معلّم اسماء و صفات باشى، تو خليفهزادهاى، بايد از آيات با هرات باشى- «تو راز كنگره عرش مىزنند صفير».[١٢١] بدبخت ناخلف، يك مشت فضلات و ملبوسات حيوانات بيچاره را غصب نمودى و با آن افتخارفروشى مىكنى، اين افتخار از كرم ابريشم و گوسفند و شتر و سنجاب و روباه است، چرا با لباس ديگران فخريّه مىكنى و با افتخار ديگران ناز و تكبّر مىنمائى.
بالجمله، همانطور كه مادّه و جنس لباس و پرقيمت و پرزينت بودن آن را در نفوس تأثير است، از اين جهت حضرت امير فرموده- چنانچه قطب راوندى عليه الرّحمة روايت كرده-: «كسى كه لباس عالى بپوشد لا بد است از تكبّر و لا بدّ است براى متكبّر آتش.»[١٢٢] در هيئت و طرز برش و دوخت آن آثارى است، كه گاه شود كه انسان به واسطه آن كه لباس خود را شبيه به اجانب نموده، عصبيّت جاهلانه پيدا كند نسبت به آنها و از دوستان خدا و رسول منضجر و متنفّر گردد و دشمنان آنها محبوب او گردد. و از اين جهت
[١٢١] -« ترا ز كنگره عرش مىزنند صفير- ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست».- حافظ
[١٢٢] - مستدرك الوسائل،« كتاب الصّلاة»،« ابواب احكام الملابس»، باب ١٦، حديث ٥. به نقل از لبّ اللّباب قطب راوندى.