آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - مقام اوّل در آداب مطلق لباس است
و نسبت هر يك از اين مراتب به ديگرى نسبت ظاهريّت و باطنيّت و جلوه و متجلّى است، و از اين جهت است كه آثار و خواصّ و انفعالات هر مرتبهاى به مرتبه ديگر سرايت مىكند، چنانچه اگر مثلا حاسّه بصرى چيزى را ادراك كند، از آن اثرى در حسّ بصر برزخى واقع شود به مناسبت آن نشئه، و از آن اثرى در بصر قلبى باطنى واقع شود به مناسبت آن نشئه. و همينطور آثار قلبيّه در دو نشئه ديگر نيز ظاهر گردد. و اين مطلب علاوه بر آنكه مطابق برهان قوىّ متين است مطابق با وجدان نيز هست. و از اين جهت است كه جميع آداب صوريّه شرعيّه را در باطن اثر بلكه آثارى است، و هر يك از اخلاق جميله را، كه از حظوظ مقام برزخيّت نفس است، نيز در ظاهر و باطن آثارى است، و هر يك از معارف الهيّه و عقايد حقّه را در دو نشئه برزخيّه و ظاهره آثارى است.
مثلا، ايمان به اين كه متصرّف در مملكت وجود و عوالم غيب و شهود حق تعالى است و ديگر موجودات را تصرّفى نيست مگر تصرّف اذنى ظلّي، موجب بسيارى از كمالات نفسانيّه و اخلاق فاضله انسانيّه گردد، مثل توكّل و اعتماد به حق و قطع طمع از مخلوق كه امّ الكمالات است، و موجب بسيارى از اعمال صالحه و افعال حسنه و ترك بسيارى از قبايح شود. و همينطور ساير معارف كه تعداد هر يك و تأثيرات آن از حوصله اين اوراق و قلم شكسته نويسنده خارج است، و محتاج به تحرير كتابى ضخيم است كه از قلم تواناى اهل معرفتى يا از نفس گرم اهل حالى فراهم شود: «دست ما كوتاه و خرما بر نخيل».[١١٩] و همينطور مثلا خلق رضا، كه يكى از اخلاق كماليّه انسانيّه است، در تصفيه و تجليه نفس تأثيرات بسيارى دارد كه قلب را مورد تجلّيات خاصّه الهيّه قرار مىدهد و ايمان را به كمال ايمان، و كمال ايمان را به طمأنينه، و طمأنينه را به كمال آن، و كمال آن را به مشاهده، و آن را به كمال مشاهده، و كمال آن را به معاشقه، و معاشقه را به كمال آن، و كمال آن را به مراوده، و مراوده را به
[١١٩] -« پاى ما لنگست و منزل بس دراز- دست ما كوتاه و خرما بر نخيل».- حافظ