آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤ - فصل هشتم در بيان حضور قلب است
مىنمايد.»[٥٢] و البته اين نهى صورى ظاهرى نيست، لا بدّ بايد در دل چراغى روشن شود و در باطن نورى فروزان شود كه انسان را هدايت به عالم غيب كند و زاجر الهى پيدا شود كه انسان را از عصيان و نافرمانى باز دارد.
و ما خود را در زمره نمازگزارها محسوب مىداريم و سالهاى سال است اشتغال به اين عبادت بزرگ داريم و در خود چنين نورى نديديم و در باطن چنين زاجر و مانعى براى ما پيدا نشده، پس واى به حال ما آن روزى كه صور اعمال ما و صحيفه افعال ما را در آن عالم به دست ما دهند و گويند خود حساب خود را بكش،[٥٣] ببين آيا چنين اعمالى قابل قبول درگاه است و آيا چنين نمازى با اين صورت مشوّه ظلمانى مقرّب بساط حضرت كبريائى است؟ و آيا با اين امانت بزرگ الهى و وصيّت انبياء و اوصياء بايد اينطور سلوك كرد و اينطور دست خيانت شيطان رجيم را، كه عدوّ اللّه است، به آن راه داد؟ و آيا نمازى كه معراج مؤمن است و قربان متّقين است[٥٤] چرا بايد شما را از ساحت مقدّس تبعيد و از درگاه قرب الهى دور كند؟ آن روز آيا جز حسرت و ندامت و بيچارگى و بدبختى و خجلت و شرمسارى چيزى نصيب ما مىشود؟ حسرت و ندامتى كه در اين عالم شبيه ندارد، خجلت و شرمسارى كه نظيرش را تصوّر نمىتوانيم كرد. حسرتهاى اين عالم هر چه باشد مشوب به هزار طور اميدها است، و شرمسارىهاى اينجا سريع الزّوال است، بخلاف آنجا كه روز بروز حسرت و ندامت است، چنانچه حق فرمايد: وَ انْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذْ قُضِىَ الامْر.[٥٥] امر گذشته را نتوان جبران نمود و عمر تلف شده را نتوان برگرداند- يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه.[٥٦]
[٥٢] -« انَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر.( عنكبوت- ٤٥)
[٥٣] - اشاره است به آيه ١٤ سوره« اسراء»: اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ اليَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً.
[٥٤] - الصّلاة معراج المؤمن اعتقادات، مرحوم مجلسى، ص ٢٩. الصّلاة قربان كلّ تقىّ( نماز وسيله تقرّب هر پرهيزكار است به خدا) فروع كافى، ج ٣، ص ٢٦٥،« كتاب الصّلاة»،« باب فضل الصّلاة»، حديث ٦.
[٥٥] -« بيمشان ده از روز حسرت- روزى كه كار به آخر رسد.»( مريم- ٣٩)
[٥٦] - پاورقى ١٢.