آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣ - فصل هشتم در بيان حضور قلب است
چنانچه بعضى از اهل معرفت روايت نمودند از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله راجع به اهل بهشت كه ملكى مىآيد پيش آنها، پس از آن كه اذن ورود مىطلبد وارد مىشود و نامهاى از جناب ربوبيّت به آنها مىدهد بعد از آن كه از خداى تعالى به آنها سلام ابلاغ نمايد. و در آن نامه است براى هر انسانى كه مخاطب به آن است:
من الحىّ القيّوم الّذى لا يموت إلى الحىّ القيّوم الّذى لا يموت. امّا بعد، فانّى اقول للشّيء كن فيكون، و قد جعلتك تقول للشّيء كن فيكون. فقال صلى اللّه عليه و آله: فلا يقول احد من اهل الجنّة للشّيء كن الّا و يكون. [١] و اين سلطنت الهيّهايست كه به بنده دهند از براى ترك اراده خود و ترك سلطنت هواهاى نفسانيّه و اطاعت ابليس و جنود او. و هيچيك از اين نتايج كه ذكر شد حاصل نمىشود مگر با حضور قلب كامل. و اگر قلب در وقت عبادت غافل و ساهى باشد، عبادت او حقيقت پيدا نكند و شبه لهو و بازى است. و البته چنين عبادتى را در نفس به هيچ وجه تأثيرى نيست و عبادت از صورت و ظاهر به باطن و ملكوت بالا نرود- چنانچه به اين معنى در اخبار اشاره شده- و قواى نفس با چنين عبادتى تسليم نفس نشوند و سلطنت نفس بر آنها بروز نكند و همينطور قواى ظاهره و باطنه تسليم اراده اللّه نگردد و مملكت در تحت كبرياى حق منقهر نشود، چنانچه پرواضح است. و از اين جهت است كه مىبينيد در ما پس از چهل- پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده، بلكه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصّى قوا افزوده مىشود و آن به آن اشتياق ما به طبيعت و اطاعت ما از هواهاى نفسانيّه و وساوس شيطانيّه افزون گردد. اينها نيست جز آن كه عبادات ما بىمغز و شرائط باطنه و آداب قلبيّه آن به عمل نمىآيد، و الّا به نصّ آيه مباركه كتاب الهى: «نماز نهى از فحشاء و منكر
______________________________
[١] «از حىّ قيّومى كه نمىميرد به [سوى] حىّ قيّومى كه نمىميرد. اما بعد، من چون به (هر) چيز گويم «باش»، پس (موجود) مىشود، تو را (نيز) چنان قرار دادم كه به (هر) چيز بگويى «باش» موجود شود.
آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود: احدى از اهل بهشت به چيزى نمىگويد «باش» مگر آنكه (موجود) شود.» علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٦١. (با اندكى اختلاف)