آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٢ - الهام عرشى
حجب محتجب است، از مشاهده جمال ازل و معاينه نور اوّل محجوب است. و چون در سير صعودى جميع موجودات از منازل سافله عالم طبيعت به حركات طبيعيّه- كه در جبلّه ذات آنها از نور جاذبه فطرة اللهى به حسب تقدير «فيض اقدس» در حضرت علميّه به وديعت نهاده شده- رجوع به وطن اصلى و ميعاد حقيقى نمودند- چنانچه در آيات شريفه اشاره به اين معنى بسيار است- از حجب نورانيّه و ظلمانيّه دوباره مستخلص شوند و مالكيّت و قاهريّت حق تعالى جلوه كند و حق به وحدت و قهاريّت تجلّى فرمايد. و در اينجا كه رجوع آخر به اول و اتّصال ظاهر به باطن شد و حكم ظهور ساقط و حكومت باطن جلوه نمود، خطاب از حضرت مالك على الاطلاق آيد- و مخاطبى جز ذات مقدس نيست-: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْم. و چون مجيبى نيست خود فرمايد: للَّه الْواحِدِ القَهّار.[٤٢٠] و اين يوم مطلق كه يوم خروج شمس حقيقت از حجاب افق تعيّنات [است] «يوم دين» است به يك معنى، زيرا كه هر موجودى از موجودات در ظلّ اسم مناسب خود فانى در حق شود. و چون نفخه صور دمد، از آن اسم ظهور كند و با توابع آن اسم قرين گردد، فَريقٌ في الْجَنَّةِ وَ فَريقٌ فِى السَّعير.[٤٢١] و انسان كامل در اين عالم، به حسب سلوك إلى اللّه و هجرت به سوى او، از اين حجب خارج شود و احكام قيامت و ساعت و يوم الدّين براى او ظاهر و ثابت شود، پس، حق با مالكيّت خود بر قلب او ظهور كند در اين معراج صلاتى، و لسان او ترجمان قلبش باشد و ظاهر او لسان مشاهدات باطنش گردد. و اين است يكى از اسرار اختصاص مالكيت به «يوم الدين».
الهام عرشى
بدان كه در باب «عرش» و «حمله» آن اختلافاتى است، و در ظواهر
[٤٢٠] -« امروز ملك از آن كيست؟ از آن خداى يگانه قهّار است.»( غافر- ١٦)
[٤٢١] -« گروهى در بهشت و گروهى در آتشاند.»( شورى- ٧)