آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧١ - تحقيق حكمى كيفيت مالكيت حق تعالى و اينكه مالكيت او همه عوالم را على السواء است
يكون إلى مكان اقرب منه إلى مكان.[٤١٧] و قول حضرت امام على نقى عليه السلام: و اعلم، انّه اذا كان في السّماء الدّنيا فهو كما هو على العرش. و الأشياء كلّها له سواء علما و قدرة و ملكا و احاطة.[٤١٨] و با اين كه مالكيّت ذات مقدّسش به همه اشياء و همه عوالم على السواء است، معذلك در آيه شريفه مىفرمايد: مالِكِ يَوْمِ الدّين. اين اختصاص ممكن است براى اين باشد كه «يوم الدّين» يوم الجمع است، از اين جهت، مالك «يوم الدّين» كه يوم الجمع است مالك ايّام ديگر كه متفرّقات است مىباشد، و المتفرّقات في النّشأة الملكيّة مجتمعات في النّشأة الملكوتيّة.[٤١٩] و يا براى آن است كه ظهور مالكيّت و قاهريّت حق تعالى مجده در «يوم الجمع» كه يوم رجوع ممكنات است به باب اللّه و صعود موجودات بفناء اللّه است مىباشد.
و تفصيل اين اجمال به طورى كه مناسبت با اين رساله است، آن است كه تا نور وجود و شمس حقيقت در سير تنزّلى و نزول از مكامن غيب به سوى عالم شهادت است، رو به احتجاب و غيبت است، و به عبارت ديگر، در هر تنزّلى تعيّنى است و در هر تعيّن و تقيّدى حجابى است. و چون انسان مجمع جميع تعيّنات و تقيّدات است، محتجب به تمام حجب هفتگانه ظلمانيّه و حجب هفتگانه نوريّه، كه آن ارضين سبع و سماوات سبع به حسب تأويل است، مىباشد، و شايد ردّ به «اسفل السّافلين» نيز عبارت از احتجاب به جميع انواع حجب باشد. و از اين احتجاب شمس وجود و صرف نور در افق تعيّنات، به «ليل» و «ليلة القدر» تعبير مىتوان نمود. و مادامىكه انسان در اين
[٤١٧] -« هيچ جايى خالى از او نيست و هيچ جايى او را در خود نگيرد و به جايى نزديكتر از جاى ديگر نيست.» اصول كافى، ج ١، ص ١٧٠،« كتاب التوحيد»،« باب الحركة و الانتقال»، حديث ٣.
[٤١٨] -« و بدان كه هنگامى كه او در آسمان دنياست همان گونه است كه بر عرش جاى دارد و همه چيز در برابر قدرت و مالكيت و احاطه او يكسان است.» منبع پيشين، حديث ٤.
[٤١٩] -« پراكندههاى عالم ملك در عالم ملكوت مجتمعاند.»