آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٦ - فصل ششم يكى از آداب مهمّه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بىشمار نائل كند، «تطبيق» است
فصل ششم يكى از آداب مهمّه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بىشمار نائل كند، «تطبيق» است.
و آن چنان است كه در هر آيه از آيات شريفه كه تفكر مىكند، مفاد آن را با حال خود منطبق كند، و نقصان خود را به واسطه آن مرتفع كند و امراض خود را بدان شفا دهد. مثلا، در قصه شريفه حضرت آدم عليه السلام ببيند سبب مطرود شدن شيطان از بارگاه قدس با آن همه سجدهها و عبادتهاى طولانى چه بوده، خود را از آن تطهير كند، زيرا مقام قرب الهى جاى پاكان است، با اوصاف و اخلاق شيطانى قدم در آن بارگاه قدس نتوان گذاشت. از آيات شريفه استفاده شود كه مبدأ سجده ننمودن ابليس خود بينى و عجب بوده كه كوس انَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ[٣٠١] زد، و اين خودبينى اسباب خودخواهى و خودفروشى- كه استكبار است- شد، و آن، اسباب خود رأيى- كه استقلال و سر پيچى از فرمان است- شد، پس مطرود درگاه شد. ما از اول عمر شيطان را ملعون و مطرود خوانديم و خود به اوصاف خبيثه او متّصف هستيم. و در فكر آن بر نيامديم كه آن چه سبب مطروديّت درگاه قدس است در هر كسى باشد مطرود است، شيطان خصوصيتى ندارد، آنچه او را از درگاه قرب دور كرد ما را نگذارد كه به آن درگاه راه يابيم. مىترسم لعنهايى كه به ابليس مىكنيم خود نيز در آن شريك باشيم.
و نيز تفكّر كنيم در همين قصّه شريفه و سبب مزيت آدم و برترى او را از ملائكة اللّه ببينيم چه بوده، خود نيز به مقدار طاقت به آن متّصف شويم.
مىبينيم «تعليم اسماء» سبب آن بوده، چنانچه فرمايد: وَ عَلَّمَ آدَمَ الاسْماءَ كُلَّها.[٣٠٢] و مرتبه عاليه تعليم اسماء تحقّق به مقام اسماء اللّه است، چنانچه
[٣٠١] -« من بهتر از اويم، مرا از آتش و او را از گل آفريدى.»( اعراف- ١٢)
[٣٠٢] -« و همه اسماء را به آدم آموخت.»( بقره- ٣١).