آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٤ - فصل پنجم يكى از آداب قرائت قرآن حضور قلب است،
در قلبش تجلّى كند و به طريق مستقيم انسانيّت، كه در اين مقام طريق ربّ است، انسان را هدايت كند: انَّ رَبِّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيم.[٢٩٢] و در قرآن شريف دعوت به تفكّر و تعريف و تحسين از آن بسيار شده.
قال تعالى: وَ انْزَلْنا الَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ الَيهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرون.[٢٩٣] در اين كريمه مدح بزرگى است از تفكّر، زيرا كه غايت انزال كتاب بزرگ آسمانى و صحيفه عظيمه نورانى را احتمال تفكّر قرار داده، و اين از شدّت اعتناء به آن است كه بس احتمال آن موجب يك همچو كرامتى عظيم شده. و در آيه ديگر فرمايد: فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّروُن.[٢٩٤] و از اين قبيل يا قريب به آن، آيات بسيار است و روايات درباره تفكر نيز بسيار است. از حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله منقول است كه چون اين آيه شريفه نازل شد كه مىفرمايد: انَّ في خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لآياتٍ ...
الخ[٢٩٥] فرمود: وَيْلٌ لِمَنْ قَرَأَهَا وَ لَمْ يَتَفَكَّرْ فيها.[٢٩٦] عمده در اين باب آن است كه انسان بفهمد تفكّر ممدوح كدام است، و الّا در اين كه تفكّر در قرآن و حديث ممدوح است شك نيست. بهترين تعبيرها از براى آن، آن است كه خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره مىكند، قال: اعلم، انّ التّفكّر تلمّس البصيرة لاستدراك البغية.[٢٩٧] يعنى تفكّر جستجو نمودن «بصيرت» است- كه چشم قلب است- براى رسيدن به مقصود و نتيجه، كه غايت كمال آن است. و معلوم است مقصد و مقصود سعادت مطلقه است كه به كمال علمى و عملى حاصل آيد.
[٢٩٢] -« به درستى كه پروردگار من بر راه راست است.»( هود- ٥٦)
[٢٩٣] - پاورقى ٣٠٢.
[٢٩٤] -« پس داستانها را حكايت كن باشد كه بينديشند.»( اعراف- ١٧٦)
[٢٩٥] -« همانا در آفرينش آسمانها و زمين و درآمد و شد شب و روز نشانههايى است ...»( آل عمران- ١٩٠)
[٢٩٦] -« واى بر كسى كه آن را بخواند و در آن نينديشد.» نور الثّقلين، ج ١، ص ٣٥٠.( با اندكى اختلاف لفظى).
[٢٩٧] - منازل السّائرين،« قسم البدايات»،« باب التفكر».