آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٩ - فصل چهارم نكوهش و رد بر يك طايفه از نادانان و محرومان از معارف الهيه
گفتار نمودهاند. در اينان يك دسته پيدا شود كه خود خود خود را مىشناسند، ولى براى ترأّس بر يك دسته بيچاره اين اصطلاحات بىمغز را مايه كسب معيشت قرار دادهاند و با الفاظ فريبنده و اقوال جالب توجّه صيد قلوب صافيه بندگان خدا را مىكنند. اينها شياطينى هستند انسى كه ضررشان از ابليس لعين كمتر نيست بر عباد اللّه. بيچارگان ندانند كه قلوب بندگان خدا منزلگاه حق است و كسى را حق تصرّف در آن نيست. اينها غاصب منزلگاه حقّند و مخرّب كعبه حقيقى هستند، بتهايى تراشند و در دل بندگان خدا كه كعبه بلكه بيت المعمور است جاى گزين كنند، اينها مريضانى هستند كه به صورت طبيب خود را در آورده و آنها را به مرضهاى گوناگون مهلك گرفتار كنند.
و علامت اين طايفه آنست كه به ارشاد اغنياء و بزرگان بيشتر علاقه دارند تا ارشاد فقراء و درويشان. بيشتر مريدان اينان از صاحبان جاه و مال است، و خود آنها به زىّ اغنياء و صاحبان جاه و مال هستند. اينها سخنانى بسيار فريبنده دارند، كه خود را در عين حال كه به قذارات دنياويّه هزار گونه آلودگى دارند، در نظر مريدان تطهير كنند و از اهل اللّه قلم دهند. آن بيچارگان ابله نيز چشم خود را از همه معايب محسوسه آنها پوشيده و به اصطلاحات و الفاظى بىمغز دل خوش داشتهاند.
اكنون كه كلام بدينجا رسيد، سزاوار باشد كه يكى دو حديث كه در اين موضوع وارد شده ذكر كنم، گرچه از رشته سخن خارج است، ولى تبرّك به كلام اهل البيت نيكو است.
عن كتاب الخصال للشّيخ الصّدوق رحمه اللّه باسناده إلى أبي عبد اللّه عليه السلام، قال: انّ من العلماء من يحبّ ان يجمع علمه و لا يحبّ ان يؤخذ عنه: فذاك في الدّرك الاوّل من النّار. و من العلماء من اذا وعظ انف، و اذا وعظ عنف، فذاك في الدّرك الثانى من النّار. و من العلماء من يرى ان يضع العلم عند ذوى الثّروة و الشّرف، و لا يرى له في المساكين وضعا، فذاك في الدّرك الثالث من النّار. و من العلماء من يذهب في علمه مذهب الجبابرة و السّلاطين: فان ردّ عليه و قصّر في شيء من امره، غضب، فذاك في الدّرك الرّابع من النّار. و من العلماء