آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧١ - فصل چهارم نكوهش و رد بر يك طايفه از نادانان و محرومان از معارف الهيه
مناجاتى من قلوبهم. [١] و آنان كه در اين طايفه شيّاد و كلاه بردار نيستند و خود سالك طريق آخرت و در صدد تحصيل معارف و مقامات هستند، گاهى اتفاق افتد كه از شيطان قاطع طريق گول خورده مغرور شوند و معارف و مقامات را حقيقة عبارت از اصطلاحات علميّه كه خود تراشيده يا از تراشيدن ديگران استفاده كردهاند مىدانند. اينان نيز تا آخر عمر نقد جوانى و روزگار زندگانى را صرف در تكثير اصطلاح و ضبط كتب و صحف كنند، مثل يك طايفه از علماء تفسير قرآن كه استفادت از قرآن را منحصر به ضبط و جمع اختلاف قرائات و معانى لغات و تصاريف كلمات و محسّنات لفظيّه و معنويّه و وجوه اعجاز قرآن و معانى عرفيّه و اختلاف افهام ناس در آنها دانند، و از دعوات قرآن و جهات روحيّه و معارف الهيّه آن بكلّى غافلند. اينان نيز به مريضى مانند كه رجوع به طبيب نموده نسخه او را گرفته، و معالجه خود را به ضبط نسخه و حفظ آن و كيفيت تركيبات آن دانند. اينان را مرض خواهد كشت و علم به نسخه و مراجعه به طبيب براى آنها بكلّى بىنتيجه است.
عزيزا، جميع علوم عملى است حتى علم التّوحيد را نيز اعمالى است قلبيّه و قالبيّه. توحيد تفعيل است، و آن، كثرت را به وحدت برگرداندن است، و اين از اعمال روحيّه و قلبيّه است. تا در كثرات افعاليّه واقعى و سبب حقيقى را نشناختى و ديده حق بين پيدا نكردى و خدا را در طبيعت نديدى و جهات كثرات طبيعيّه و غير طبيعيّه را فانى در حق و افعال او نكردى و سلطان وحدت فاعليّت حق در قلبت علم نيفراشته، از خلوص و اخلاص و صفا و
______________________________
[١]- «از امام صادق عليه السلام روايت شده است: هرگاه ديديد عالمى دوستدار دنياست، در دينتان متهمش داريد (در امور دين به آنها اعتماد مكنيد). همانا دوست دارنده هر چيزى پيرامون محبوب خود مىگردد. و فرمود عليه السلام: خداوند تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود: بين من و خودت عالم شيفته و فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از دوستى من باز مىدارد. اينان راهزنان بندگان حق طلب من هستند. همانا كمترين كارى كه با آنها مىكنم اين است كه شيرينى مناجات خود را از قلبهايشان مىگيريم.» منبع پيشين، حديث ٤.