یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - یادداشت ختم نبوت - مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٤٣٦
میکنند، اوضاع نو قانون نوی میخواهد. یک جواب نقضی به ادوار تاریخی اقتصادی و سوسیالیسم که به عقیده اینها خاتم الادوار است ..
اما جواب حلّی [١]:.
٧. آیا راست است که همواره دو عامل کهنه و نو، محافظه کار و پیشرو، در اجتماع در حال مبارزه هستند و ریشه این مبارزه نیز وضع عوامل تولید است؟.
٨. مصلح و مرتجع، این خود دلیل عدم معصومیت زمان است ..
٩. تفسیری از کلمه جبر تاریخ.
١٠. کلماتی از قبیل: پدیده قرن، مقتضیات قرن بیستم، مد و دمده [٢]، تجدد و فناتیسم، تعصب و تحجر و آزادفکری.
١١. عطف به نمره ٣ راجع به مرز میان آنچه باید ثابت بماند و آنچه باید متغیر باشد، باید دید مبدأ تغییر و جهت تغییر از لحاظ فرد انسانی چیست؛ یعنی از کدام غریزه و به سوی چه هدفی است و از لحاظ قشرهای اجتماع در چه طبقاتی است و به سوی چه وضعی پیش میرود؟ (رجوع به نمره ١٤، ٢١، ٢٢، ٢٧، ٢٨ و ٣١).
١٢. عطف به نمره ٢، هر موجودی مداری دارد. مدار انسان غیر از مدار حیوان است ..
ایضاً انسان شکل پذیر است. آیا انسان باید مثل مایعات تابع شکل محیط خود باشد؟ الهامات فطری دلیل بر ثبات روحی اخلاقی انسان است ..
انسان خالق تاریخ است نه مخلوق او. اراده او سازنده محیط است نه ساخته شده محیط. در عین اینکه شخصیتش ساخته محیط است، سازنده خود و محیط نیز هست. پس جبر تاریخ به معنی محکومیت مطلق اراده انسان غلط است. انسان باید به نقش خلاقیت خود در تاریخ واقف باشد. انسان نباید همرنگ محیط و بوقلمونی
[١] [در نسخه اصل دستنویس به همین صورت است.][٢] داستان جوانی که در صف کرایه میگفت: رعایت نوبت، دمده شده است.