یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥ - یادداشت اعجاز قرآن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٧٥
انه بکل شیء محیط..
ک. الواحد القهار. (در تفسیر المیزان، جلد ٦، صفحه ٩٢، ذیل آیه کریمه لقد کفر الذین قالوا ان اللَّه ثالث ثلاثة و ما من اله الّا اله واحد بحث بسیار جامعی دارد و از آن جمله درباره قهاریت میفرماید: لایقهره شیء، یعنی هیچ چیزی و از آن جمله حد او را مقهور نمیکند، زیرا حد همواره از خارج میرسد و الشیء لایحد نفسه.).
کا. اللَّه احد..
در تفسیر المیزان، جلد ٦، صفحه ٩٤ بحث خوبی درباره کلمه احد دارد و از این کلمه لانهایی ذات و بسیطالحقیقه بودن و کل الکمال بودن را استفاده میکند ..
کب. اللَّه لا اله الّا هو الحی القیوم لاتأخذه سنة و لا نوم ... [١].
کج. هو اللَّه الذی لا اله الّا هو عالم الغیب و الشهادة هو الرحمن الرحیم .. هو اللَّه الذی لا اله الّا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر .... هو اللَّه الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ....
کد. سبح للَّه ما فی السموات و ما فی الارض..
که. یسبح للَّه ما فی السموات و ما فی الارض..
کو. ان من شیء الّا یسبح بحمده ولکن لاتفقهون تسبیحهم..
اما زیبایی و لطف بیان مسائل الهی و عدم خشونت:.
ظاهراً در ورقههای هدف و آرمان پیامبران این مطلب را مورد بحث قرار دادیم که یک تفاوت پیامبران با فلاسفه در این است که خدای فلاسفه خیلی خشک و بیروح است، محرک اول، علة العلل، واجب الوجود است [٢]، با بشر الفت و انس ندارد. ولی خدای پیامبران
[١] رجوع شود به مقدمه پاینده بر ترجمه قرآن، صفحه ید و یه. آیات را خوب جمع کرده است.[٢] همانطور که در ورقههای نیاز به دین، خدا و عدالت گفتهایم اعتقاد به محرک اول ارسطو نظیر اعتقاد به وجود اورانوس یا نپتون یا رادیوم است؛ یعنی محبوب و مطلوبی برای بشر کشف نکرده است، دلبستگی برای او ایجاد نمیکند و دلبستگیهایی را از او نمیگیرد، او را مشتعل نمیسازد، خواب شب و آسایش روز او را نمیگیرد، شور و هیجان ندارد، «ان یقینی اسهر لیلی و اظمأ هواجری» نیست، مبنای یک ایدئولوژی قهراً قرار نمیگیرد زیرا خودش به صورت ایده در نمیآید.
انبیا در معرفی آخریت خداوند و مآل و مرجع و منتهی بودن خداوند صددرصد بی رقیباند و قرآن در این جهت امتیاز بخصوص دارد ..
پیامبران کار عمدهشان این است که میان بشر و خدا پل زده و ارتباط برقرار کردهاند.
پس پیامبران در موضوع خدا کشف تازه دارند. آنها یک محبوب و مطلوب و یک حقیقت نزدیک و آمیخته با جان بشر کشف کردهاند، برخلاف فلاسفه که درباره حقیقتی بحث میکنند خشن و بیروح، جدا و منعزل از عالم و دور از بشر ..
خدای انبیا جاذبه دارد و از نظر آینده بشر را به خود مشغول میدارد ..
البته فلاسفه دینی، بالخصوص فلاسفه اسلامی، بالاخص فلاسفه اشراقی و پیروان حکمت متعالیه و وارد کنندگان عرفان در فلسفه، اینطور نیستند.