یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - یادداشت شناخت قرآن - جلسه سوم قرآن در قرآن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٦١
٦. یک مسئله مهم در موضوع قرآن این است که قرآن، هم کتاب عقل است که کارش تفکر و تدبر است و هم کتاب دل که کارش عشق و خواستن و حرکت است. مقصود این است: از طرفی کتابی است که یک سلسله تعلیمات دارد و آن تعلیمات را مانند هر کتاب دیگر، انسان باید فرا گیرد. در اینجا زبان قرآن زبان تعلیم است و سر و کارش با اندیشه و تفکر است و اندیشه و تفکر در قرآن محترم و مقدس است. از این نظر سر و کارش با عقل است. ولی قرآن زبان دیگری غیر از زبان تعلیم دارد که آن زبان نیرومندتر است و رساتر است و سر و کارش با نیرویی قویتر از عقل است. آن زبان، زبان احساس است و سر و کارش با روح است، با دل است، با اعماق ناشناخته ضمیر انسان است. از این جهت قرآن آن نوع تأثیر را بر روح انسان دارد که موسیقی دارد، ولی قرآن با لایهها و طبقاتی از روح پنجه میافکند که دست موسیقی کوتاه است. قرآن خودش به [این] خصوصیت تکیه میکند. در این جهت، قرآن زبان قسمتهای مخفی و باطن روح انسان است ..
توأم شدن دو قسمت با هم در قرآن: عقل و قلب، اندیشه و احساس، تفکر و تذکر، و هر دو در اوج خود، قرآن را عظمت فوق العاده میبخشد ..
این است که قرآن تنها برای تعلیم خشک نیست، برای تغذیه روح هم هست. تعلیم محض اثرش خیلی سطحی است ولی تعلیم توأم با احساس و تغذیه روح، اعماق روح بشر را زیر و رو میکند ..
این است که مسئله تلاوت قرآن، آنهم با تدبر و ترتیل، خصوصاً با آواز و آهنگ خوش، بالاخص در هنگام عبادت و حضور قلب و بالاخص در سحرها در خود قرآن مطرح شده است. قرآن موسیقی جان است و مخصوصاً عبارات قرآن طوری انتخاب شده که فصیح و زیبا و دلنشین است ..
امیرالمؤمنین در خطبه همّام بن شریح (خطبة المتقین) درباره متقین میفرماید: