یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - توحید - برهان نظم، ایرادها، جوابها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ١٣٣
ما نحن فیه از این هم بالاتر است. هیوم پنداشته است که این دلیل از راه تجربه علل فاعلی و معلولات و کشف رابطه آنهاست نظیر تجربه پزشک و غیره، و این توهم از آنجا پیدا شده که تصور او از صنع و حکمت الهی چیزی از قبیل حکمت و صنع بشری است، یعنی تصرف قسری و انجام کاری نیمه طبعی و نیمه قسری و در حقیقت استخدام علل اتفاقی و علل تصادفی برای رسیدن به مقصد خود [١] و حال آنکه نه مفهوم حکمت الهی آن است و نه تجربه تجربه علل فاعلی است، بلکه تجربه تجربه فاعل شناخته شده است از نظر توجه به غایت. پس تجربه علت غایی است و ما فاعلهای طبیعی بیحد و حصر را از نظر توجه به غایات میتوانیم تجربه کنیم و تجربه کردهایم ..
اما ایراد دوم: البته باید شباهت کامل نباشد و اساس این دلیل، شباهت نیست. تشبیه به آثار انسان، از بعضی جهات است نه از جمیع جهات. اینکه گفته شده این برهان تشبیه است و شباهت کامل نیست ناشی از این است که حکمت الهی را که به معنی «ایصال الاشیاء الی غایاتها» است با حکمت انسانی که عبارت است از بهترین رفتار و یا بهترین نقشهها برای رسیدن به غایات و کمال خود، یکی گرفتهاند و صنع الهی را شبیه صنع انسان دانستهاند. دلالت جهان بر وجود باری حکیم از دو نظر است: یکی از نظر خود غایت داشتن طبایع که عندالتحلیل مربوط است به توجه به ماوراء و عشق به ماوراء و حرکت بالطوع (قالتا اتینا طائعین) و سریان عشق در جمیع موجودات [٢]. از اینجا جواب ایراد قدیمی ما داده میشود که عدم شباهت کامل و تمیز صنع انسان از صنع باری لازم و ضروری است، چون صنع انسان از آن جهت مشخص است که استخدام نیروهای طبیعت در غیر جهت غایات طبعی و ذاتی آنها [است] [٣].
[١] رجوع شود به یادداشتهای استخراج شده از درس الهیات شفا وسیله آقای غفاری و به حاشیه ما بر تفسیر المیزان (ج ١٤) در ذیل آیه لایسئل عما یفعل.[٢] رجوع شود به اسفار، مباحث عشق و مبدأ و معاد، صفحات ...[٣] [دلالت جهان بر وجود باری حکیم که در چند سطر قبل ذکر شد که از دو نظر است، از نظر دوم بیان نشده است.]