درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - راهی برای نقد نظریه اول
. معنای حرکت در مقوله این است که جسم که موضوع حرکت است در هر آنی، نوعی از مقوله و یا صنفی از مقوله را دارد. مرحوم آخوند در اینجا فرد را ذکر نکرده ولی حاجی فرد را هم اضافه کرده است. یعنی معنای حرکت در أین این است که جسم در هر آن، نوع، صنف و یا فردی از أین را دارد، که در مورد نوع، صنف و فرد در اواخر همین جلسه بحث خواهیم کرد [١].
تأملی در چهار نظریه فوق
مسئله «نسبت حرکت به مقوله» از جمله مسائل بسیار اساسی است که باید خوب تحقیق شود و بدین جهت توضیح بیشتری در اینجا عرض میکنم. گفتیم در باب نسبت حرکت به مقوله یک قول این است که مقوله، موضوع حرکت است. مرحوم آخوند [٢] وقتی خواست این قول را رد کند از این راه وارد شد که «التسوّد لیس سواداً اشتدّ» به بیانی که گذشت. ما این دلیل را رد کرده، گفتیم این دلیل شبیه برهانی است که شیخ در رد حرکت جوهری آورده و خود مرحوم آخوند آن را رد کرده است. هیچ مانعی ندارد که بگوییم:«التسوّد هو سوادٌ اشتدّ» ولی بنا بر اصالت وجود؛ یعنی وجود سواد است که اشتداد پیدا میکند. اما اگر بگوییم ماهیت سواد اشتداد پیدا میکند درست نیست زیرا تشکیک در ماهیت محال است.
راهی برای نقد نظریه اول
گفتیم بیان دیگری در اینجا وجود دارد. در گذشته در فصل هجدهم بحثی داشتیم در این مورد که موضوع حرکت چیست؟ در آنجا مرحوم آخوند چنین گفت که موضوع حرکت نه میتواند بالقوه محض باشد و نه بالفعل محض، بلکه باید امری مرکب الهویه از ما بالقوه و ما بالفعل باشد که چنین امری همان جسم است. در آنجا ما خودمان این سؤال را مطرح
[١]. نکتهای را در اینجا باید یادآوری کنم و آن اینکه دأب مرحوم آخوند این است که در بسیاری از موارد مطلب را به گونهای بیان میکند که با مسلک قوم جور در بیاید و بسا هست که با مسلک خودش چندان جور در نمیآید. گاهی اشاره میکند که ما نظر دیگری در اینجا داریم ولی گاهی حتی این مقدار هم اشاره نمیکند. گاهی مطلبی میگوید که لازمه آن، چیزی است که نشان میدهد نظر خودش چیز دیگری است ولی گاهی این مقدار را هم نمیگوید.[٢]. گفتیم که بیشتر مطالبی که مرحوم آخوند در مورد اصل مطلب در اینجا آورده، از شفا است.