درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - راهی برای رفع هر دو ایراد
ماهیت باشد ولو به دو اعتبار؟ این یک ایراد.
ایرادی که علامه طباطبایی میگیرند این است که مقولات، اجناس عالیه هستند و اجناس، متباین بالذاتاند نه متباین بالاعتبار. اینطور نیست که یک شیء به یک اعتبار بتواند این مقوله باشد و به یک اعتبار مقوله دیگر؛ مثلًا یک شیء به یک اعتبار جوهر باشد و به یک اعتبار کیف. مقولات به ذات شیء ارتباط پیدا میکنند و ذاتیات اشیاء با اعتبار قابل تغییر نیستند. پس درست نیست که بگوییم مقوله أن یفعل و مقوله أن ینفعل هر دو همان حرکت هستند، ولی حرکت به اعتبار نسبتش به فاعل، مقوله أن یفعل میشود و همین حرکت به اعتبار نسبتش به قابل مقوله أن ینفعل میشود زیرا معنایش این است که تفاوت مقولات بالاعتبار باشد.
راهی برای رفع هر دو ایراد
این دو ایراد بر ظاهر حرف مرحوم آخوند وارد است ولی در اینجا یک احتمال هست و بنا بر این احتمال کلام مرحوم آخوند قابل توجیه است به نحوی که هیچ یک از این دو ایراد وارد نباشد. توضیح اینکه باب مقولات، باب ماهیات است و ماهیات معقولات اولیه هستند نه معقولات ثانیه فلسفی یا منطقی. مقولات ذواتی هستند که مابازاء آنها در خارج وجود دارد. جنس و فصل واقعیاتی هستند که در خارج موجودند. ارسطو در منطق خود مقولات را ده تا دانسته است، جوهر و نه مقوله معروف عرض که بعد این بحث جزء فلسفه شده است. البته چنانکه گفتیم بعضی با ده مقوله ارسطویی مخالفت کردهاند مثل شیخ اشراق که قائل به پنج مقوله شده است و معتقد است که حرکت، خود یک مقوله مستقل است. همچنین ابن سهلان ساوجی صاحب البصائر النصیریه- که مرحوم آخوند در جلد دوم اسفار از او مطلبی نقل میکند- قائل به ده مقوله ارسطویی نیست [١]. بسیاری از کسانی که ده مقوله را قبول کردهاند، باز عملًا منکر ده مقوله هستند. مثلًا کسانی که معتقدند که کم متصل عین جسم است و تفاوت ایندو به ابهام و تعیین است و عروض کم متصل بر اجسام عروض تحلیلی و ذهنی است نه عروض خارجی، معنای سخنشان این است که اصلًا کمیات و لااقل کم متصل از معقولات اولیه و از ماهیات نیست ولی در عین
[١]. کتاب البصائر النصیریه که حدود سی سال پیش در مصر چاپ شده است کتاب بسیار دقیق و خوبی است و شاید بر همه کتب منطق موجودی که اکنون تدریس میشود ترجیح داشته باشد.