درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - جسم به معنای ماده و جسم به معنای جنس
تمام براهین حرکت جوهری آن برهانی که نظر ایشان را بیش از هر برهان دیگر جلب کرده همین است که تبادل صورتها بدون وحدت اتصالی میان صورتها محال است. این یک اشکال در باب برهان فصل و وصل.
در مورد موجودات زنده اشکال بیشتر است. مثالی خود مرحوم آخوند در باب ماهیت در بحث مربوط به جنس و فصل و ماده و صورت ذکر کرده است و آن این است که آیا اگر درخت زندهای را ببُریم چه چیزی معدوم میشود و چه چیزی موجود میشود؟ صورت نوعیه معدوم میشود اما صورت جسمیه چطور؟ اینجاست که اضطرابی در کلمات مرحوم آخوند دیده میشود. ایشان در بعضی کلمات خود میگوید که صورت جسمیه هم معدوم میشود که این حرفی است که پذیرفتن آن خیلی مشکل است زیرا طبق این نظر ما خیال میکنیم درختی که اینجا افتاده است همان درختی است که یک ساعت پیش در اینجا ایستاده بود و این جسم همان جسم است و لذا علامتی که روی تنه درخت زنده گذاشته بودیم همچنان هستحس اینطور خیال میکند ولی در واقع آن جسم و آن صورت جسمیه از ماده سلب شده و یک صورت صد درصد مشابه افاضه شده است. مرحوم آخوند گاهی اینطور میگوید ولی در جای دیگر میگوید این حرفها چیست که وقتی درختی را قطع میکنیم اصلًا به کلی آن جسم زنده معدوم شده و جسم جدیدی پیدا شده است؟! حتی به این تعبیر میگوید که این حرفها «یاوه گویی» است.
جسم به معنای ماده و جسم به معنای جنس
مرحوم آخوند در میان کلماتش حرفی دارد که ممکن است توجیه کننده همه اینها باشد و آن مطلبی است که در فصل آینده میآید، که ما نمیخواهیم بحث مفصل فصل بعد را در این جلسه مطرح کنیم. البته ایشان در همین فصل در قالب چند سطر مطلبی را بهطور خلاصه میگوید و آن این است که ایشان مدعی میشود که در این گونه حرکات، صورت نوعیه باقی است ولی ماده تغییر میکند. این حرف دقیقی است و ایشان از این مطلب حتی در مسائل معاد نتایجی میگیرد. ایشان میگوید وقتی جسمی مثل جسم نامی، حیوان یا انسان در مراحلی و مراتبی حرکت میکند آنچه که ملاک وحدت است و باقی است صورت نوعیه است ولی ماده دائماً تغییر میکند و «شیئیة الشیء بصورته لا بمادته». مثلًا قوه نمو در جسم نامی باقی است ولی آن جسمی که قوه نمو در آن حلول کرده است دائماً متبدل میشود؛ آن جسم دائماً تغییر میکند ولی [قوه] نمو باقی است، نامی باقی