درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
نتیجه گیری
مطلب دوم مرحوم آخوند این بود که در حرکت اشتدادی تبدل ذات صورت میگیرد و در بیان مطلب سوم گفتیم که در حرکت، یک شیء واحد است که از ابتدا تا انتهای حرکت باقی است. پس هم تبدل ذات صورت گرفته و هم آن شیء باقی است. به عبارت دیگر اگر نظر به وجود کنیم یک وجود واحد متصل ممتد است و اگر نظر به ماهیت کنیم هیچ وحدتی در اینجا محفوظ نیست.
از اینجا معلوم میشود که از میان سه اصلی که مرحوم آخوند در مورد حرکت اشتدادی بیان کرد و به عبارت دیگر سه نتیجهای که از حرکات اشتدادی گرفت (یعنی اصالت وجود، انقلاب ذات و نوعی جامعیت اضداد)، دو نتیجه اخیر از آن اصل اولی استنباط میشود. این اصالت وجود است که به ما این امکان را میدهد که انقلاب یا تبدل ذات را در حرکات اشتدادی تصدیق کنیم و نیز آن اصل سوم را- که ما از آن به نوعی جامعیت اضداد تعبیر کردیم- بتوانیم تعقل کنیم.
مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
این خودش یک اشکالی است که حرکت در جوهر از این نظر که موضوع باید ثابت و باقی باشد چگونه قابل توجیه است؟ اگر هر حرکتی به موضوع واحدِ ثابت باقی نیاز دارد پس موضوع حرکت جوهری چیست؟در اینجا میتوان گفت که کلمات مرحوم آخوند به نحوی متخالف است [١]. این را حکمای بعد از مرحوم آخوند مثل مرحوم آقا علی مدرس در بدایع الحکم و دیگران متوجه شدهاند. خود حاجی هم در یکی از حاشیههای خود در اینجا تا اندازهای متوجه این مسئله هست که مرحوم آخوند در مواضع متعدد در اسفار و در کتب دیگر اشکال بقای موضوع در حرکت جوهری را به انحاء مختلف جواب داده است.
یکی از جوابها، جوابی است که مرحوم آخوند در اینجا میدهد و آن این است که میگوید در باب حرکت در جوهر هم، موضوع باقی داریم و آن ماده است. در باب حرکت در اعراض در فصل هجدهم ثابت کردیم- منتها بر مبنای قوم- که موضوع حرکت نه میتواند بالفعلِ محض باشد و نه بالقوه محض، بلکه باید امری مرکب از ما بالقوه و
[١]. [این مطلب که آیا این تخالف، واقعی است یا خیر، در جلسه بعد مورد بحث قرار گرفته است.]