درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - وحدت فاعل و قابل در حرکت ذاتی
مرکب از «ما بالقوه» و «ما بالفعل» باشد. سؤال دوم این است که تکلیف این مطلب در حرکت ذاتی چه میشود؟
وحدت فاعل و قابل در حرکت ذاتی
مرحوم آخوند در اینجا توضیح میدهند که آن مطلب را هم باز ما باید در واقع تصحیح کنیم به این شکل که باز قائل به تفصیل شویم. اینکه آیا موضوع باید مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد یا نه، وابسته به آن است که حرکت چه حرکتی باشد. اگر حرکت مورد نظر از قبیل حرکات عرضی و یا به تعبیر مرحوم آخوند از «حرکات عارضه جسم» باشد، مثل حرکاتی که در مقولات چهارگانه رخ میدهد (همین حرکات محسوس و ظاهری أینی، وضعی، کمّی و کیفی) در این گونه حرکات، موضوع نمیتواند قوه محض باشد، همچنان که نمیتواند فعلیت محض باشد، بلکه موضوع باید مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل بوده و در جمیع زمان حرکت، مستمر و ثابت باشد. اما اگر حرکت، حرکت ذاتی باشد، ما نیازمند به یک موضوع مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل نیستیم، بلکه در حرکت ذاتی قابل و فاعل هر دو یکی است:
«فالقابل و الفاعل هناک امر واحد» [١].
مراد مرحوم آخوند از اینکه قابل و فاعل هردو یکی است چیست؟ ایشان میخواهد بگوید حرکت در اینجا چیزی نیست که نیاز به موضوع داشته باشد که این مطلب نیاز به توضیح دارد.
در لوازم انتزاعی، مثل زوجیت که از لوازم اربعه است فاعل چیست و قابل کدام است؟ آیا اربعه قابل زوجیت است یا فاعل آن؟ در اینجا به یک اعتبار نه فاعلیتی وجود دارد نه قابلیتی، چون فاعلیت و قابلیت در مورد امور عینی و حقیقی است، یعنی اموری که در عالم اعیان وجود دارد. در باب معانی و مفاهیم انتزاعی، واقعیتی جز انتزاع ذهن در کار نیست؛ واقعیتی در بیرون از ذهن نیست تا سخن از این به میان بیاید که فاعل چیست و قابل کدام است. اربعه به حیثی است که وقتی که ذهن آن را تصور میکند، از آن زوجیت را انتزاع میکند نه اینکه زوجیت در خارج یک وجود عینی است که به اربعه ضمیمه شده است که اگر این گونه بود سخن از فاعل و قابل هردو درست بود، ولی وقتی با امری «اعتباری» به یک اصطلاح و «انتزاعی» به اصطلاح دیگر سروکار داریم واقعیتی نیست تا
[١]. اسفار، ج ٣، ص ٦٣.