درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - تخالف در کلام مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری
پس به طریق اولی عقل منقبض نمیشود از اینکه وحدت و تشخص هیولی به تبع صورةٌ مّایی باشد که در ضمن صور منفصل از یکدیگر نیست؛ این صورةٌ مّا در ذیل صور متعددی است که تعدد آنها بالقوه است نه بالفعل. پس مورد اخیر به طریق اولی باید برای شما قابل قبول باشد [١].
پس مرحوم آخوند در اینجا این مطلب را قبول کرد که ما در باب حرکت جوهری هم نیازمند به موضوع هستیم ولی موضوع در اینجا ماده با صورةٌ مّا است.
صورةٌ مّا همان طبیعت کلی صورت است. این صور اتصال دارد و وقتی افراد کلی طبیعی، یک متصل واحد را تشکیل بدهد به بقای افراد باقی است.
تخالف در کلام مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری
در جلسه گذشته گفتیم که حکمای بعد از مرحوم آخوند متوجه این نکته شدند که ایشان در باب بقای موضوع در حرکت جوهری متخالف سخن گفته است. در بعضی کلمات تعبیر ایشان این است که ما در باب حرکت جوهری اصلًا احتیاجی به موضوع ثابت نداریم. مثلًا در فصل نوزدهم تحت عنوان «فی حکمة مشرقیة» مرحوم آخوند چنین گفت:«فما ذکر فی الفصل السابق من أن موضوع الحرکة لابد و أن یکون أمراً ثابت الذات صحیح اذا عنی بموضوع الحرکة موضوعها بحسب الماهیة» که موضوع به این معنی از موضوع باب حرکت به کلی خارج است.«أو عنی به موضوع الحرکات الغیر اللازمة فی الوجود کالنقلة و الاستحالة و النمو». اما در حرکات لازم که مقصود حرکتجوهری است این مطلب را قبول نداریم که حرکت نیازمند به موضوع ثابت است.
بعد ایشان میگوید ما این مطلب را که موضوع باید مرکب از «مابالقوه» و «ما بالفعل» باشد در باب حرکت جوهری قبول نداریم:
و ما ذکر ایضاً فیه من أن موضوع الحرکة مرکب من مابالقوة و من مابالفعل قول مجمل یحتاج الی تفصیل، و هو أن الموضوعیة و العروض إن کانا فی الوجود کما فی الحرکات العارضة للجسم فحقّ أن موضوعها مرکب فی الخارج ... و إن کان العروض بحسب تحلیل العقلی کما فی اللوازم فالقابل و الفاعل
[١]. اشکال: ممکن است کسی بگوید ماده خودش در اینجا حرکت جوهری دارد و بنابراین ثباتی ندارد تا بتواند موضوع باشد.
استاد: قبلًا این را عرض کردیم و باز هم این مطلب را مطرح میکنیم.