درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - چهار نظریه در باب نسبت حرکت به مقولات
حرکت میکند نه اینکه «أین» متحرک یا متغیر است.
«مسافت» یعنی چه؟ در اصطلاح فلسفی مسافت اختصاص به مکان ندارد و در حرکت کیفی، کمّی یا وضعی هم مسافت داریم. وقتی جسم، متحرک در کیف است مقوله کیف مسافت این حرکت است و زمانی که جسم متحرک در وضع است وضع، مسافت این حرکت است. عرف مسافت را فقط در مورد مکان میشناسد ولی عقل عین همین را در حرکت در کیف هم میبیند، در کم و یا وضع هم میبیند و در جای دیگر هم اگر قائل به حرکت بشود میبیند.
جسمی که دارای عرضی مثل أین است، دو حالت دارد: وقتی ساکن است، یک فرد و یک نوع از این عرض را دارد و همان را برای خود نگه میدارد. آن فرد از أین را که دارد، همان فرد در دو زمان برای آن باقی است و به طریق اولی نوعش هم باقی است. اما همینکه جسم در أین حرکت میکند دائماً از فردی از افراد أین به فردی دیگر خارج میشود. فردی را که متلبّس به آن است رها میکند و فرد دیگری میگیرد و باز آن فرد را رها میکند و فرد دیگری میگیرد. در بعضی از موارد فقط فرد رها میشود، بدون اینکه صنف تغییر کرده باشد ولی گاهی از صنفی خارج شده و به صنف دیگر وارد میشود. حتی گاهی در حرکات اشتدادی، جسم از نوعی خارج و وارد نوع دیگر میشود و باز از نوعی خارج و وارد نوع دیگر میشود که توضیح آن خواهد آمد [١].
مسافت را که بشکافیم به معنای آن چیزی است که طی میشود و ابعاض آن دائماً متبدل میشود؛ آن چیزی است که موضوع حرکت دائماً متلبس به بعضی از آن است و بعد آن را رها کرده و متلبس به بعضی دیگر میشود. پس این است معنای حرکت در مقوله، حال میخواهد آن مقوله أین باشد یا امر دیگر.
گفتیم حکما معمولًا و بلکه عموماً نظریه چهارم را پذیرفتهاند. حال باید ببینیم که آن سه نظریه دیگر و در واقع دو نظریه دیگر- چون نظریه اول با نظریه دوم تفاوتی نداشت- چه ایرادی دارند؟ باز یادآوری میکنیم که کلمه «فی» در اینجاموضوعیت ندارد. ما تابع کلمه «فی» نیستیم تا بخواهیم «فی» را توجیه کنیم.
به کارگیری کلمه «فی» برای حرکت در مقوله [مانند «حرکت در کیف»] اصطلاحی است که حکما آوردهاند. ما همین قدر میدانیم که نوعی حرکت داریم که با أین انتساب دارد. آیا اینجا درست است که کلمه
[١]. [این توضیح در جلسه بیست و ششم ذیل عنوان «توضیح نظریه چهارم» آمده است.]