درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
[موضوع]، جوهر یا طبیعت جوهری است [١].
نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
مطلب که به اینجا میرسد مرحوم آخوند عود میکنند به آنچه در فصل پیش گفتند.
در فصل پیش گفته شد که حرکت نیازمند است به موضوعی که «بوجه» ثابت باشد.
نیز گفته شد که حرکت نیازمند به موضوعی است که مرکب باشد از ما بالقوة و ما بالفعل که همان جسم است. چگونه این مطالب با آنچه در «فی حکمة مشرقیه» گفته شد سازگار است؟.
ایشان میگوید ما آن حرف را تصحیح میکنیم. تصریح نمیکند که ما آن حرف را به مذاق قوم گفتیم ولی همانطور که حاجی و دیگران میگویند، معلوم است که آن حرف به مذاق قوم گفته شده است. مرحوم آخوند به آنها که میگویند حرکت نیازمند یک موضوع ثابت است میگوید اگر مقصودتان از حرکت حرکات عرضی باشد ما این حرف را میپذیریم. همچنین میگوید مقصودتان از موضوع چیست؟ اگر مقصودتان از موضوع شامل ماهیت هم میشود میگوییم بله، هر حرکتی نیازمند به یک موضوع ثابت باقی دارد ولو آن موضوع ثابتِ باقی ماهیت باشد. چون در باب حرکت جوهری هم ماهیت، ثابت است گرچه وجود، متجدد است [٢]. البته آنها در مورد موضوع گفتند که باید مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد که همان جسم است.
بنابراین اینکه مرحوم آخوند میگوید «اگر مقصود چنین چیزی است» باید گفت که مقصود آنها چنین چیزی نبوده و دیگر آوردن «اگر» در اینجا موردی ندارد. البته مرحوم آخوند برای شکافتن مطلب میگوید و الّا خود او هم میداند که مقصود آنها چنین چیزی نیست.
اما اگر مقصود از موضوع، صرف ماهیت نیست بلکه مراد شما یک ماهیت متحصلِ متحقق است میگوییم اینکه حرکت به موضوع ثابت نیازمند است فقط در بعضی حرکات
[١]. سؤال: اینجا روشن نشد که مراد از جوهر، طبیعت جوهریه است یا طبایع انواع؟.
استاد: صور نوعیه هم جوهرند، عرض که نیستند. جوهر چنانکه میدانید پنج قسم دارد: عقل، نفس، ماده، صورت و جسم. صورت که میگویند جوهر است اعم است از صورت جسمیه و نوعیه.
[٢]. اشکال: ماهیت منتزع از حد وجود است. وجودی که خودش سیر کمالی دارد قطعاً مراتب دارد.پس تدرج در ماهیت هم میآید و ماهیت ثابتی در حرکت جوهریه نداریم.
استاد: نه، تدرج در ماهیت نمیآید. اگر مقصودتان ماهیات نامتناهی بالقوه است این حرف درستی است؛ آن را بعد خود مرحوم آخوند هم میگوید.