درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - اقوال دیگر مرحوم آخوند در باب موضوع در حرکت جوهری
بعد مرحوم آخوند به شیخ میگوید شما که قائل به کون و فساد هستید و میگویید جوهری فاسد میشود و جوهری حادث میشود آیا در آنجا قائل به وحدت هیولی نیستید؟ وقتی جسمی منفصل میشود شما میگویید صورت جسمیه کثرت پیدا کرد ولی وحدتش محفوظ است. میپرسیم وحدت به تبع چه چیز محفوظ است؟ میگویید به تبع صورةٌ مّا. همانطور که شما میگویید وحدت هیولی در کون و فساد به تبع صورةٌ مّا محفوظ است ما میگوییم وحدت هیولی با صورةٌ مّا در حرکت محفوظ است و در حرکت جوهری به طریق اولی این وحدت محفوظ است زیرا در آنجا انفصال صور است و در اینجا انفصال صور نیست. پس در اینجا مرحوم آخوند مسئله ثبات موضوع را- که موضوع حافظ وحدت ما فیه الحرکه هم هست- از راه ثبات «هیولی مع صورةٍ مّا» توجیه میکند.
اقوال دیگر مرحوم آخوند در باب موضوع در حرکت جوهری
در بعضی کلمات مرحوم آخوند از جمله در الشواهد الربوبیه که حاجی هم در حاشیه نقل کرده، آمده است که موضوع باقی در اینجا خود ماهیت است. این خیلی حرف عجیبی است برای اینکه مرحوم آخوند قائل به تبدل ذات است؛ مگر اینکه مقصود ما از ماهیت ماهیت جنسی باشد نه ماهیت نوعی، یعنی همان جنس الاجناس یا خود مقوله. به فرض هم که بگوییم ماهیت باقی است ولی به هر حال ماهیت امر اعتباری است و از آن کاری ساخته نیست تا بتواند حافظ وحدت باشد.
در بعضی کلمات دیگر مرحوم آخوند آمده است که ما در باب حرکت از آن جهت به موضوع نیاز داریم که حافظ وحدت مراتب حرکت باشد و حافظ وحدت مراتب حرکت در حرکت جوهری، امر مفارق یا مجرد است. این هم حرف دیگری است که متخالف با دو نظر قبلی است. بعد خواهیم دید که آیا توجیهی در مورد این اقوال هست یا خیر [١].
مرحوم آخوند قول دیگری هم در باب موضوع حرکت جوهری دارد و آن این است که ما در حرکت جوهری اساساً نیازی به موضوعی غیر از خود جوهر نداریم.
اگر در حرکات عرضی نیاز به موضوع داریم به این جهت است که آنها خودشان عرض هستند و عرض نیاز به موضوع دارد. به عبارت دیگر ما از آن جهت نیاز به موضوع داریم که موضوع حافظ وحدت باشد. نفس این صور جوهری خودشان وحدت دارند و ما فیه الحرکه از ابتدا تا انتهای حرکت حافظ وحدت خودش است و دیگر نیازی به موضوع نداریم.
[١]. [این توجیه در جلسه سی وپنجم بیان شده است.]