درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١ - چرا حرکت نیازمند به موضوع است؟
چیست که حرکتی را یک حرکت بدانیم یا دو حرکت یا چند حرکت؟ ملاک وحدت و کثرت در حرکت چیست؟ شکی نیست که اگر فاعلها مختلف باشند یا مبدأها، منتهاها و یا زمانها یکی نباشند، اینها منشأ کثرت حرکت میشود. یا اگر مقولهها مختلف باشند مثلًا یکی حرکت در أین باشد و دیگری حرکت در کیف باشد در این صورت نمیتوانیم یک حرکت داشته باشیم. نمیتوانیم بگوییم نیمی از یک حرکت، أینی است و نیم دیگر آن کیفی. اگر دو حرکت هر دو مکانی باشند و همزمان هم باشند ولی جهت حرکت آنها مختلف باشد باز یک حرکت واحد نداریم. حتی بعد این بحث مطرح میشود که اگر متحرکی روی خط مستقیم به نقطهای برسد و بعد باز گردد آیا این، دو حرکت میشود یا یکی؟ در اینجا معتقدند که این تغییر جهت، منشأ کثرت حرکت میشود.
در این راه سوم چنین گفته شده که یکی از اموری که منشأ کثرت حرکت میشود مربوط به موضوع حرکت است، به این معنا که حرکت اگر متحرک نداشته باشد ملاک وحدت ندارد. وقتی انگشت من حرکت کرده و مسافتی را طی میکند، ما این حرکت را حرکت واحد میدانیم، به این دلیل که این انگشت شیء واحدی است که این حرکت را انجام داده و این حرکت وحدتش را از موضوع خودش دارد. پس ممکن است کسی اینطور بگوید که ما از آن نظر در حرکت نیازمند به موضوع هستیم که موضوع، حافظ وحدت حرکت است. این بیان چنانکه گفتیم قابل خدشه و مناقشه است.
ولی مرحوم آخوند در اینجا به وجه دوم که مسئله قابلیت و مقبولیت است و قویترین وجوه هم همین است استناد کرده و میگوید حرکت از آن جهت که امری حادث است بلکه عین حدوث است، نیازمند به موضوع است [١].
در فصل پیش گفتیم حرکت نیازمند به موضوعی است که آن موضوع ثابت باشد منتها مرحوم آخوند به این صورت گفتند که «یجب ان یکون شیء ثابت بوجه». این «بوجه» را در اینجا باید توضیح دهیم. ایشان در «فی حکمة مشرقیه» میگوید حرکت نیازمند علتی است که ثابت نباشد و در فصل پیش گفتند که حرکت نیازمند به موضوعی است که ثابت باشد. وقتی بحث از علت حرکت میکنیم میگوییم حرکت نیازمند علتی
[١]. البته ممکن است کسی به وجه ساده و تقریباً نیمه عوامانهای تمسک کند و بگوید حرکت به این دلیل نیازمند به متحرک است که مصدر یا اسم مصدر است و مصدر یا اسم مصدر باید قائم به یک ذات باشد که حرف درستی نیست، همچنان که با همین نوع استدلال در مورد وجود هم نمیتوان گفت که حتماً باید یک ذات دیگری باشد که آن ذات دارای وجود باشد.