درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - آیا سکون امری « زمانی » و « وجودی » است؟
اشتباه است؛ شیء در هر آنی کونی دارد. منتها ظاهر نظر متکلمین و عرفا این است که این اکوان منفصل از یکدیگر و واقعاً متعددند؛ یعنی فصل و وصل میشوند و متتالی هستند. فیلسوف این را قبول نمیکند. فیلسوف قائل به یک کون واحد مستمر است. وقتی میگوییم این شیء یک دقیقه در آنات متعدد در مکان اول قرار دارد، این قرار به معنی مجموع اکوان نیست بلکه به معنی کون واحد قار است.
آیا سکون امری « زمانی » و « وجودی » است؟
اینجا قهراً این سؤال پیش میآید که آیا بر شیء ساکن، زمان میگذرد یا زمان نمیگذرد؟ من که به اندازه یک دقیقه در اینجا ساکن هستم، آیا این سکون من یک امتداد یک دقیقهای دارد یا ندارد؟ اگر ندارد پس غلط است که من بگویم یک دقیقه اینجا بودم. وقتی میگویم یک دقیقه اینجا بودم یعنی یک دقیقه زمان بر بودن من انطباق دارد و تنها یک امر ممتد بر یک امر ممتد قابل انطباق است. پس اگر بودن من امتداد دارد پس باید حرکت داشته باشد و اگر امتداد ندارد، چگونه یک امر ممتد بر یک امر غیرممتد قابل انطباق است؟ این مثل این است که بگوییم یک نقطه را بر این متر انطباق میدهیم. کسانی که این حرف را زدهاند ناچار باید بگویند که سکون امر زمانی نیست بلکه «بالعرض و المجاز» زمانی است. وقتی یک شیء یک ساعت حرکت میکند این حرکت واقعاً امتدادی به امتداد زمان دارد و در سکون هم همین طور است منتها در حرکت دو امتداد است، امتدادی به امتداد زمان و امتدادی به امتداد مسافت، و سکون در واقع امتدادی است به امتداد زمان. به عبارت دیگر، حرکت حقیقتی است دو بعدی که بعدی به حسب زمان و بعدی به حسب مسافت دارد ولی سکون، حقیقتی یک بعدی است که بعد زمانی دارد ولی بعد مسافتی ندارد علت اینکه سکون بعد دارد این است که خودش نوعی از حرکت است، ولی حرکت شیء است در جای خودش و لذا زمان دارد. به این اعتبار است که همانطور که واقعاً یک ساعت حرکت، منطبق بر یک ساعت زمان است، یک ساعت سکون هم واقعاً منطبق بر یک ساعت از زمان است. شیء چون در جای خودش حرکت داشته بر زمان منطبق میشود و الّا صرف یک قرار بدون زمان سکون نیست.
اگر اینطور بگوییم پس هر سکونی هم امر وجودی است؛ یعنی عدم محض و لاوجود محض نیست. شیء در حالی که ساکن است متلبس به امری وجودی است که آن امر وجودی نوعی از حرکت است. پس، از این جهت زمانی بودن سکون درست میشود.