درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - نظر مرحوم آخوند درباره تقابل سکون و حرکت
پس بنا بر قول حکما که از سکون به قرار تعبیر کردهاند و یا متکلمین که به اکوان متتالی تعبیر کردهاند، سکون میشود امر وجودی. بنابراین، هم حرکت عبارت میشود از نحوی از اکوان به قول متکلمین و نحوهای از کون به قول حکما و هم سکون، و به هرحال طبق این نظر، سکون امر وجودی میشود. بنا بر این قول، نسبت میان سکون و حرکت نسبت تضاد است. این یک قول.
نظر مرحوم آخوند درباره تقابل سکون و حرکت
بعضی دیگر گفتهاند سکون یک نوع عدم حرکت است. شیء متحرک یعنی شیئی که قابلیت تحرک را دارد. گاهی این تحرک برای شیء فعلیت دارد و گاهی فعلیت ندارد. اگر تحرک برای شیء فعلیت پیدا کند متحرک است و اگر شیء امکان تحرک را داشته باشد ولی حرکت برایش فعلیت پیدا نکرده باشد ساکن است. پس سکون یعنی «عدم الحرکة ممّا من شأنه الحرکة». پس عدم تحرک بهطور مطلق را سکون نمیگوییم بلکه عدم تحرک شیئی را که امکان حرکت دارد سکون میگوییم.
مرحوم آخوند هم این تعبیر را پذیرفتهاند و این مطلب درستی است. ما فرضاً اگر بگوییم شیء در حال سکون دارای قرار است، آنطور که جمهور حکما میگویند، و یا دارای اکوان است، آنطور که متکلمین میگویند (خواه آن قرار را قرار ثابت بدانیم که نظر جمهور حکماست و یا برای قرار نوعی سیلان قائل شویم که نظر آقای طباطبایی است) در هر صورت سکون خودِ آن قرار نیست؛ یعنی شیء از آن جهت که دارای قرار است ساکن نیست بلکه از آن جهت ساکن است که امکان یک سیلان را دارد و فاقد آن است.
پس ما دو مطلب داریم و ممکن است هر کسی چیزی را [به عنوان سکون] اصطلاح کند. من یک ساعت که در اینجا باشم دو حیثیت بر من منطبق میشود.
یکی قرار در این مکان در ظرف یک ساعت و دیگر عدم حرکت در این یک ساعت با آنکه امکان حرکت برای من وجود داشته است. اولی امری است که برای وجود من فی نفسه در نظر گرفته میشود و دومی عدم چیزی در این یک ساعت است که امکان داشت وجود پیدا کند. پس وقتی میگوییم تقابل حرکت و سکون، اگر مقصود از سکون، قرار است که امر وجودی است در مقابل حرکت، تقابل آنها تقابل تضاد است ولی اگر مقصود از سکون، عدم حرکت است از آن جهت که امکان حرکت وجود دارد، تقابل سکون با حرکت، تقابل