درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - یک سؤال مهم
خارج «حادث» میشود. پس سخن در حرکاتی است که برای اشیاء حدوث پیدا میکنند یعنی قابلیت و مقبولیت حقیقی و عینی در کار است، اما در حرکاتی که از حاقّ ذات اشیاء انتزاع میشوند این برهان برای نیازمندی حرکت به موضوع جاری نیست [١].
یک سؤال مهم
بعد مرحوم آخوند مطلبی را مطرح میکند که پاسخ یک سؤال مقدّر است و این سؤال، یک سؤال اساسی است. گفتیم در حرکات عرضی، حرکت برای یک موضوع حادث میشود و امری است که به موضوع ضمیمه میشود، پس ناچار حرکت موضوع میخواهد، موضوعی که مرکب از «ما بالقوه» و «ما بالفعل» باشد. در «حرکت ذاتی» چون حرکت از لوازم ذات متحرک و منتزع از متحرک است علت نمیخواهد زیرا منشأ انتزاعِ امر انتزاعی است که علت میخواهد نه خود امر انتزاعی. همینطور این نوع از حرکت، موضوع هم نمیخواهد، چون امر انتزاعی موضوع واقعی ندارد و موضوعش همان منشأ انتزاعش است.
مستشکل کلام را روی خود منشأ انتزاع یعنی در نفس جوهر جسمانی میبرد.
نمیگوید که حرکت قابل میخواهد تا شما بگویید در اینجا نسبت حرکت با متحرک نسبت لازم به ملزوم است. میگوید فرض این است که خود آن صورت جسمانی امری است که حادث است، بلکه عین حدوث و تجدد است. همان برهانی که شما درباره حرکت عرضی آوردید و گفتید حرکت عرضی نیازمند به موضوع یعنی نیازمند به یک قابل است، ما آن را در مورد نه حرکت جوهری بلکه خود متحرک جوهری پیاده میکنیم؛ میگوییم خود این متحرک امری است که آناً فآناً حادث میشود. پس در عین اینکه حرکت عین متحرک است نیازمند به موضوع است زیرا شما خودتان گفتید:«کل حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها».
جواب میدهند که موضوع حرکتِ صور جسمانیه یعنی همان فعلیتها «هیولای اولی» است. پس در حرکت جوهری چون حرکت امری انتزاعی است موضوع نمیخواهد اما نفس متحرک جوهری از آن جهت که امری است که در حال حدوث است و هر امر در
[١]. [در مورد راه دیگر و لازمه آن برای حرکت جوهری در اواخر جلسه گذشته تحت عنوان «نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت» توضیح داده شد. این بحث در جلسات مربوط به فصل ٢٤ به تفصیل آمده است.]