درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
میشود، همانطور که اقیانوس در مثال ما جنس مکان بود برای مکانهای غیر متناهی که هواپیما طی میکند [١].
مرحوم آخوند خطاب به شیخ میگوید که عجیب است که شما میگویید نفس یک کودک با نفس یک حکیم یا یک پیامبر از نظر جوهر و از نظر نوع یک چیز است و اختلاف آنها تنها به عوارض است در حالی که در اینجا تفاوتی است از زمین تا آسمان. در عین حال کودک و پیامبر هردو داخل این مرز قرار گرفتهاندگو اینکه فاصله جوهری میان آنها فاصلهای شبه لایتناهی است. ما در اینجا مرزی در نظر گرفتهایم که به موجب آن مرز، ایندو از گیاهان و حیوانات تمیز داده میشوند همچنان که از ملائکهای که مجرد محض هستند تمیز داده میشوند ولی هردو در این مرز قرار گرفتهاند [٢].
شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
وقتی شیء در حرکت است نوع باقی و ثابت نداریم. نه تنها نوع ثابت و باقی نداریم بلکه- نکته اصلی این است- اصلًا شیء ماهیت ندارد مگر بالقوه که ما باید این مطلب را تشریح و توجیه کنیم که جز با اصالت وجود قابل توجیه نیست. وقتی یکشیء حرکت میکند و از فردی به فردی، از صنفی به صنفی و یا از نوعی به نوعی حرکت میکند واقعاً اینطور نیست که افرادی، اصنافی و یا انواعی کنار یکدیگر قرار میگیرند و شیء در یک لحظه وارد یک نوع میشود و بعد فوراً آن را رها کند و وارد نوع دیگری میشود. ما در اینجا ماهیات چیده شده در کنار یکدیگر نداریم.
پس به یک معنا در اینجا «تبدل انواع» صورت میگیرد- که این غیر از تبدل انواعی است که امروزه گفته میشود- و هر حرکت اشتدادی یک نوع تبدل انواع است. اما تبدل انواع در اینجا اینطور نیست که انواع بالفعل در «آن» های مختلف داشته باشیم که یک نوع در این آن، فعلیت پیدا کند و معدوم شود و
[١]. سؤال: این یک اعتبار بیشتر نیست در حالی که ما میخواهیم یک وحدت موجود در خارج از آن استنتاج کنیم.
استاد: آیا مقصود شما این است که وقتی هواپیما روی اقیانوس است اعتباراً روی اقیانوس است؟
آنچه اعتباری است این است که هواپیما در یک حال ثابتی است ولی «وقوع بین الحدین» [واقع بودن بین دو طرف اقیانوس در مثال] دیگر اعتباری نیست.
[٢]. سؤال: پس آیا ما دیگر نوع حقیقی نداریم؟.استاد: اکنون به این مطلب میرسیم.