درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - نظر علامه طباطبایی
نظر علامه طباطبایی
آقای طباطبایی در اینجا همین مطلب را به عنوان شبه اعتراض به مرحوم آخوند ذکر کردهاند که شما چرا برای اثبات موضوع برای حرکت جوهری تلاش میکنید؟ آخر چه آیهای نازل شده است که ما در هر حرکتی نیازمند به موضوع هستیم؟ اگر قدما قائلند که حرکت نیازمند به موضوع است از آن جهت است که فقط در مقولات عرضی قائل به حرکت بودند. چون در حرکات عرضی ما فیه الحرکه عرض است و عرض نیازمند به موضوع است قدما میگویند حرکت نیازمند به موضوع است و الّا ما دلیلی نداریم که حرکت از آن جهت که حرکت است نیازمند به موضوع باشد.
اصلًا تلاش برای اثبات اینکه در حرکت جوهری نیاز به موضوع داریم و آن موضوع باقی است- حال آن موضوع باقی را «هیولی مع صورةٍ مّا» بگیریم یا ماهیت یا هر چیز دیگر- تلاشی بیجاست. از اول ما چه دلیلی داریم بر اینکه حرکت جوهری نیاز به موضوع دارد؟ طبق این نظر اشکال شیخ از اساس وارد نیست و در جواب آن میگوییم اصلًا حرکت در جوهر موضوع نمیخواهد.
ظاهراً آقای طباطبایی به یاد نداشتهاند که همین حرف را مرحوم آخوند خودش در فصل نوزدهم بیان کرد. ایشان در آخر فصل هجدهم بعد از اینکه ثابت کرد که هر حرکتی نیازمند به موضوعی است مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل، چنین گفت که «و ستسمع کلاماً فیه تنویر القلب» [١] و در فصل بعد تحت عنوان «فی حکمةٍ مشرقیة» مسئله موضوع را طرح کرد و گفت فقط در حرکات عرضی است که ما نیازمند به موضوعی هستیم که آن موضوع غیر از ما فیه الحرکه باشد. در حرکت ذاتی که همان حرکت جوهری است ما به موضوعی که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد نیاز نداریم و اگر یادتان باشد در آنجا مرحوم آخوند میگفت فاعل و قابل در اینجا یکی هستند. پس خود مرحوم آخوند این مطلب را در آنجا بیان کرد.
برای حکمای بعد از مرحوم آخوند مسئله به این شکل مطرح است که آیا کلمات مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری متخالف و متضاد است- که آقای طباطبایی تقریباً همین را میگویند- و ایشان نظر واحدی ندارد؟ چگونه است که مرحوم آخوند در یک جا قائل شده است که موضوع در حرکت جوهری «هیولی مع صورةٍ مّا» است و در جای دیگر ماهیت را موضوع دانسته است و در جای دیگر گفته است حرکت جوهری
[١]. اسفار، ج ٣، ص ٦١.