درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - مسئله ربط حادث به قدیم
بحث «ربط حادث به قدیم» است. این یک مسئله مهمی در فلسفه است و اختصاص به فلسفه الهی ندارد که تنها فلسفه الهی بخواهد این مشکل را توضیح بدهد؛ در فلسفههای دیگر هم مطرح است.
مسئله ربط حادث به قدیم
توضیح مسئله این است که در این جهان بلاشک یک سلسله امور حادث میشود؛ چیزهایی نبوده و بعد پیدا شده است. حال این سؤال مطرح میشود که این شیئی که الآن حادث شد، چرا قبلًا حادث نشده بود؟ این انسان که امروز متولد شد، چرا قبلًا متولد نشده بود؟ ناچار باید بگوییم که علت تامهاش در گذشته وجود نداشته و حالا حادث شده است. نقل کلام به خود آن علت تامه میکنیم که چرا الآن حادث شد و قبلًا حادث نشده بود؟ ناچار باید بگوییم که باز علتِ علت تامه حادث نشده بوده است. پس باید فرض کنیم علت آن علت تامه الآن حادث شده است. باز نقل کلام به علتِ علت علت تامه میکنیم، الی غیر النهایه که به جایی منتهی نمیشود.
به عبارت دیگر علت حادث یا حادث است یا قدیم. اگر علت تامه امر حادث، قدیم است، اشکال این است که چگونه میان علت و معلول انفکاک شده است؟ مگر معلول از علت تامه خودش میتواند قابل انفکاک باشد؟ انفکاک معلول از علت تامه محال است. پس اگر علت این حادث، قدیم باشد اشکال انفکاک معلول از علت تامه پیش میآید اعم از اینکه این قدیم، قدیم واقعی باشد یا قدیم نسبی.
همین قدر که بگوییم علت حادث قبلًا وجود داشته است این اشکال پیش میآید.
اگر بگویید علت تامه حادث، خودش نیز حادث است نقل کلام به خود آن علت تامه میشود که چرا اکنون حادث شد و قبلًا حادث نشده بود. اگر بگویید علت آن علت تامه قدیم بوده باز انفکاک معلول از علت تامه لازم میآید و اگر بگویید علتش حادث بوده نقل کلام به آن علت میشود. اگر به نحو غیرمتناهی هم علت حادث فرض کنیم تسلسل میشود و به جایی نمیرسیم.
این مشکلی است مهم در باب ربط حادث به قدیم که بوعلی و دیگران درباره آن بحث کردهاند و مفصل هم بحث کردهاند. در همین کتاب هم [در فصل سی و سوم] به مناسبتی روی همین قضیه بحث شده است. در آنجا وقتی میگویند «علة الحادث حادث» و «علة القدیم قدیم» قهراً این اشکال به وجود میآید که امور حادث چگونه به امور قدیم مرتبط میشوند.