درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
یعنی «حرکات عرضی» صادق است؛ در «حرکات ذاتی» نیاز به چنین موضوعی نداریم [٢].
پس اجمالًا چنین میگوییم که اگر مقصود شما از موضوع یک موجود بالفعلِ متحصل است- که قطعاً مقصود همین بوده است چون مطلب فصل پیش همین بود- میگوییم این فقط در حرکات عرضی صادق است. پس بدین نحو سخن فصل گذشته را تصحیح میکنیم. اینکه در فصل پیش گفتیم که حرکت باید موضوع داشته باشد فقط در حرکات عرضی صادق است.
ما در ابتدای این جلسه مطلب را شکافتیم و عرض کردیم که به سه دلیل حرکت نیازمند به موضوع است. یکی اینکه حرکت عرض است. حال اگر حرکت را عرض بدانیم، حرکت در اعراض عرض است، حرکت در جوهر که عرض نیست. یعنی حرکت در هر مقولهای تابع مقوله خودش است. حرکت در کم، کم است و حرکت در کیف، کیف است و حرکت در جوهر هم جوهر است. پس آن ملاک در اینجا نیست.
اما اگر دلیل نیازمندی حرکت به موضوع، مسئله قوه و فعلیت باشد معنایش این است که هر امر حادثی- یعنی هر امری که برای امر دیگر حادث شده است و امر اول نسبت به امر دوم بالقوه است و آن را بالفعل ندارد- نیازمند به موضوع است. در اینجا گفتیم که حرکت لازمه ذات متحرک است و حرکت از متحرک انتزاع میشود و قوهای در کار نیست. [پس دلیل دوم هم در مورد حرکت جوهری کاربردی ندارد.].
اگر هم بخواهیم مسئله وحدت شخصیه و حافظ وحدت بودن موضوع را دلیل نیازمندی حرکت به موضوع بدانیم میگوییم در حرکت در جوهر، خود جوهر حافظ وحدت خود است. حتی در عرض هم میتوان گفت که حافظ وحدتش خودش است [٢].
ما در فصل پیش گفتیم که حرکت نیازمند به موضوعی است که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد. مرحوم آخوند این را هم در اینجا تصحیح میکند به این نحو که این مطلب هم فقط در حرکات عرضی صادق است. در حرکات ذاتی ما نیازی به موضوعی که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد نداریم. اینجاست که مرحوم آخوند تعبیر میکند که فاعل و قابل یکی است که در جلسه بعد به آن میپردازیم.
(١). ما بعد از این هر وقت میگوییم «حرکت عرضی» مقصودمان حرکتی است که نسبت آن به موضوعش نسبت امکانی باشد و وقتی میگوییم «حرکت ذاتی» یعنی آنکه لازمه ذات موضوعش باشد، که منطبق میشود بر حرکت در جوهر.
(٢). [در جلسات مربوط به فصل ٢٤ اسفار این مباحث به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.]