درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - جلسه بیستم
جلسه بیستم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم. «و ستعلم أن العلة القریبة فی کل نوع من الحرکة لیست الا الطبیعة ...» [١].
بحث ما درباره فصل نوزدهم بود که تحت عنوان «فی حکمة مشرقیة» بیان شده است و در بعضی چاپها عنوان فصل هم ندارد و به صورت تتمه فصل گذشته آمده است. بهطور خلاصه مطلب فصل گذشته را یادآوری میکنیم تا مطلب این فصل روشن بشود.
گفتیم که حرکت نیازمند به موضوع یا «ما به الحرکه» است؛ موضوعی که در تمام احوال حرکت باقی باشد. اگر ما بخواهیم حرکتِ واحدی داشته باشیم باید از ابتدای حرکت تا انتهای آن یک موضوع واحدِ ثابتِ باقی وجود داشته باشد. منتها مرحوم آخوند گفتند که موضوع باید «بوجهٍ» ثابت باشد که معنای کلمه «بوجهٍ» از مطالب آینده روشن خواهد شد [٢]. همچنین گفته شد که موضوع حرکت باید امری. باشد که نه بالفعل محض باشد، نه بالقوه محض، بلکه باید مرکب از ما بالفعل و ما بالقوه باشد. بنابراین موضوع حرکت باید جسم باشد زیرا جسم یگانه چیزی است که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل است. بعد هم این بحث را مطرح کردند که حرکت نمیتواند منوع جوهر باشد.
[١]. اسفار، ج ٣، مرحله ٧، فصل ١٩، ص ٦٢.[٢]. [کلمه «بوجه» در اوایل فصل هجده آمده است: «... یجب ان یکون شیء ثابت بوجه حتی یعرض له الحرکة» و توضیح مطلب در همین جلسه تحت عنوان «نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت» داده شده است.]