درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦ - تفسیر ناموجه حاجی
از وجود قائل نبودند ولی در همان حد که قائل بودند میگفتند ماده ذاتاً حادث و زماناً قدیم است ولی صورتها، هم ذاتاً و هم زماناً حادث هستند. اما مرحوم آخوند بعد که هیولای اولی را اثبات میکند، میگوید چون هیولای اولی هیچ حکمی ندارد مگر به تبع صورت، بنابراین اگر صورت حادث باشد هیولی حادث است و اگر قدیم باشد هیولی هم قدیم است؛ اگر صورت وجود اتصالی داشته باشد هیولی وجود اتصالی دارد و اگر صورت وجود غیراتصالی داشته باشد هیولی هم همین گونه است. مثلًا این کتاب به حسب صورت جسمیه اتصال به معنای امتداد دارد. اگر هیولای اولایی در اینجا هست آن هم به تبع صورت امتداد دارد. حال اگر برای صورت، کشش و امتداد زمانی قائل شدیم، هیولی هم به تبع صورت امتداد زمانی دارد.
بنابراین توجیه حاجی از عبارت مرحوم آخوند توجیه روایی نیست و برخلاف مقصود مرحوم آخوند است. مرحوم آخوند در اینجا تعمدی داشته است که اینطور بگوید که همانطور که صورتها متغیر و متبدل هستند هیولی هم- چون از خودش حکمی ندارد- وجود متغیر و متبدل دارد. هیولی، «بالذات» نه متحرک است و نه ساکن، ولی به تبع صورت میتواند متحرک و یا ساکن باشد. در اینجا این فصل پایان میپذیرد.