درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - بیان اشکال در حرکت کمّی
است که این جنس ممکن است جنس قریب باشد مثل سواد، و یا جنس بعید باشد مثل کیف، نه اینکه نوعی برود و نوع دیگری بیاید [١].فخر رازی سپس وارد بحث مقدار شده، میگوید در این مورد مطلب را باید به گونه دیگری بیان کرد. در مورد حرکت مقداری، اشکال مهمتری مطرح است که بعد به نظر شیخ الرئیس میرسیم که از جاهایی است که شیخ صریحاً اظهار عجز کرده و عباراتش در اسفار نقل شده است و شیخ این مطلب را در پاسخ سؤالهای بهمنیار مطرح میکند [٢]. شیخ میگوید «لعل» اینطور باشد و «لعل» آنطور و در آخر وقتی بهمنیار از شیخ میخواهد که مطلب را بیش از این حل کند میگوید من دیگر در اینجا حرفی ندارم.
بیان اشکال در حرکت کمّی
گفتیم در باب حرکت مقداری، اشکال قویتر است. مقصود از حرکت مقداری، حرکت در کمّ متصل است. حرکت در کمّ متصل چیزی شبیه حرکت در جوهر است و بلکه شاید بتوان
[١]. سؤال: پس در اینجا چه چیزی بالفعل است؟.
استاد: وجود است که بالفعل است؛ حرکت است که فعلیت دارد.
اشکال: وجود خاص که بدون ماهیت نمیشود.
استاد: اتفاقاً میشود. مسئله مهم همین است که در باب حرکت، ما «وجود» داریم و ماهیت نداریم.
شیء متحرک مادام که متحرک است [نسبت به] آنچه که در آن حرکت میکند وجود دارد ولی ماهیت ندارد مگر بالقوه. فرق شیء متحرک با اموری که اساساً ماهیت ندارند- مثل ذات باری تعالی (به اتفاق حکما) و برخی موجودات مجرد که به آنها «انّیات محضه» میگویند- این است که آنها بالقوه هم ماهیت ندارند. شیء متحرک، بالقوه ماهیت دارد زیرا ذهن در هر حدی میتواند آن را ساکن فرض کرده و برای آن ماهیتی اعتبار کند.
سؤال: اگر انواع بالقوه هستند چگونه جنس برای آنها تصور میشود؟.
استاد: جنسی که ما در اینجا در نظر میگیریم همان اعتبار بین الحدین است که عرض کردم و الّا جنس به معنای واقعی در اینجا وجود ندارد و این مطلب تنها براساس اصالت وجود [قابل تبیین] است. اگر به دنبال جنس مورد نظر شما بودیم باید آن را از راه ماهیت توجیه میکردیم که قابل توجیه نیست.
[شیء متحرک] یک وجودی است که هیچ ماهیتی ندارد ولی برای این وجود، میان یک مبدأ و منتهی عرض عریضی در نظر میگیریم و ماهیتی در اینجا انتزاع میکنیم و اسم آن را «جنس» میگذاریم.
معنای این جنس این است که در هر مرتبهای از مراتب اگر ماهیتی اعتبار کنیم یکی از انواع این جنس اعتبار میشود.
سؤال: لازمه فرمایش شما این است که در حرکات جوهری ماهیت نداشته باشیم.
استاد: تنها در حرکات جوهری چنین نیست، در همه حرکات چنین است.
[٢]. [این مطلب در جلسات سی وپنجم و سی وششم مورد بحث قرار گرفته است.]