درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - مقوله اضافه و مقوله جده
حکما و مسئله حرکت در مقولات
حرکت در سه مقوله مورد اتفاق حکما بوده است: مقوله کم، مقوله کیف و مقوله أین.
در زمان ارسطو در سه مقوله قائل به حرکت بودهاند و بوعلی حرکت وضعی را اضافه کرده است، نه به این معنی که یک سلسله حرکاتی را قبلًا دیگران قائل نبودند و بعد بوعلی قائل به آن حرکات شد، بلکه بعضی از حرکاتی را که حکما أینی میدانستند بوعلی ثابت کرد که این حرکات أینی نیست بلکه وضعی است. قدما حرکت شیء به دور خودش مثل حرکت فلک به دور خودش را حرکت أینی میدانستند ولی بوعلی اثبات کرد که این حرکت، وضعی است. پس بوعلی معتقد است که حرکت در مقوله دیگری هم واقع میشود که مقوله وضع است.
آقای طباطبایی در این جهت بیشتر پیش رفتهاند؛ ایشان معتقدند که بازگشت همه حرکات أینی به حرکات وضعی است و ما حرکت أینی نداریم. وقتی به حاشیه ایشان در این باره برسیم راجع به آن بحث خواهیم کرد.
به هرحال مرحوم آخوند میگوید در این چهار مقوله بحثی نیست و ما به سراغ مقولات دیگر میرویم. حرکت در مقوله جوهر همان مبحثی است که ایشان درباره آن با دیگران اختلاف نظر دارند. در ارتباط با حرکت، مقوله جوهر مهمترین مقولات است و نُه مقوله عرضی در مقابل مقوله جوهر چندان ارزشی ندارد، به این معنا که اگر انسان قائل باشد که در همه نُه مقوله عرضی حرکت هست و در جوهر حرکت نیست، باز بیشتر عالم را ساکن دانسته است ولی اگر کسی قائل به حرکت در جوهر شود و فرضاً منکر حرکت در همه اعراض شود، بیشتر عالم را متحرک دانسته است.
مقوله اضافه و مقوله جده
باقی میماند پنج مقوله دیگر: اضافه، جده، متی، «أن یفعل» و «أن ینفعل». ایشان میگوید- و دیگران هم گفتهاند- که در مقوله اضافه و مقوله جده به یک معنا حرکت هست و به یک معنا حرکت در این دو مقوله نیست. در محل خودش هم اثبات شده است که مقوله اضافه و مقوله جده، چون مقولاتی نسبی هستند و ... [١] مقوله انتزاعی و لذا از معقولات ثانیهاند. امر انتزاعی تابع منشأ انتزاع است. اگر حرکت در منشأ انتزاع واقع شود،
[١]. [افتادگی از اصل نوار است.]