درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - نظریه سوم و نقد آن
درباره این قول بحث شد و باز در ضمن اقوال و نیز در فصول آینده به مناسبت در مورد آن بحث خواهد شد.
قول دوم این بود که موضوع، جوهر است ولی به تبع مقوله، که گفتیم این عین همان قول اول است. «موضوع جوهر است به تبع مقوله» یعنی موضوع اولًا و بالذات مقوله است و مجازاً جوهر است. بحث در انتساب حقیقی و مجازی نیست تا این قول، قول مستقلی به حساب آید.
نظریه سوم و نقد آن
قول سوم این بود که مقوله به منزله جنس است. همین قدر گفتهاند که مقوله به منزله جنس است، ولی توضیح ندادهاند که حرکت به منزله نوع مقوله است یا به منزله فصل مقوله؟ به هرحال مقوله قهراً تقسیم میشود به حرکت و غیر حرکت، همانطور که سایر تقسیمات در مقولات جاری میشود. مثلًا جوهر به پنج قسم عقل، نفس، جسم، صورت و ماده تقسیم میشود و جسم به نامی و غیرنامی. پس مقولات به انواع و فصول تقسیم میشوند و بنابراین میتوان گفت که مثلًا «الأین علی قسمین:
منه قارٌّ و منه غیر قارّ». أین قار عبارت است از سکون شیء در مکان، و وقتی شیء در مکان حرکت میکند، أینِ آن غیر قارّ است. کیف هم همینطور است. اگر کیفیت شیء، غیر متغیر باشد، میگوییم این کیف، قارّ است و اگر کیفیت آن متغیر باشد میگوییم غیر قارّ است.
مرحوم آخوند به این سخن اینطور جواب میدهد که لازمه حرف شما این است که ما حرکت را [امر] غیر قارّ بدانیم. شما میگویید: «الأین منه قارّ و هو غیر الحرکة، و منه غیر قارّ و هو الحرکة» پس حرکت أین غیر قارّ است. جواب این است که حرکت نه قارّ است و نه غیر قارّ، حرکت نفس عدم القرار است؛ همانطور که در باب سکون، نادرست است که بگوییم سکون عبارت است از «أین قارّ» (اگر تعبیر صحیحی در اینجا باشد این است که سکون «قرار الأین» است). در مورد حرکت که مقابل سکون است باید گفت که حرکت «تجدد أین» و یا «عدم قرار أین» است نه اینکه حرکت «أین غیر قار» است. مکرر گفتهایم که حرکت نفس تجدد است نه شیء متجدد؛ حرکت خروج شیء از قوه به فعل است نه «خارج» از قوه به فعل. آنچه که خارج از قوه به فعل است موضوع حرکت است نه خود حرکت. شما اگر میخواستید مقولات را جنس حرکت و سکون بدانید (این را مرحوم آخوند تصریح نکردهاند) اینطور باید میگفتید که «الأین علی قسمین: منه قرار و منه