درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - راهی دیگر در بررسی مسئله
المُدَحْرَجة» بود، یعنی کرهای که روی زمین غلت میخورد. در این گونه موارد چه باید گفت؟.
در گذشته [در جلسه بیست و هشتم] عرض کردیم که ممکن است کسی حرکت وضعی را منحصر به مواردی بداند که محور ثابتی وجود دارد و جسم حرکت مکانی نداشته، نسبت شیء با محیط آن تغییر نمیکند و شیء فقط به دور خودش میچرخد. اما آنجا که در عین اینکه شیء به دور خود میچرخد حرکت مکانی هم میکند ممکن است کسی بگوید این دیگر حرکت وضعی نیست زیرا اینطور نیست که جزء شیء نسبتش را با جزء مکان تغییر میدهد بلکه در این حالت واقعاً کل شیء کل مکان خود را تغییر میدهد.
در ابتدا چنین به نظر میآید که چرخ اتومبیل یا کره مدحرجه دو حرکت دارد و در آنِ واحد، هم به دور خودش حرکت میکند و هم حرکت انتقالی میکند. ولی ممکن است کسی این اشکال را مطرح کند که در واقع و نفس الامر در اینجا بیش از یک حرکت وجود ندارد، برای اینکه اگر خط سیر شیئی را که به دور خود میچرخد و در همان حال حرکت انتقالی هم میکند دقیقاً بررسی کنیم میبینیم که یک خط منحنی را طی میکند که بالا و پایین رفته [و حرکت نوسانی میکند]. قبلًا گفتیم که اگر یک نقطه سفید به عنوان علامت روی چرخ اتومبیل بگذاریم و بعد چرخ به حرکت درآید و ما حرکت آن نقطه سفید را با چشم تعقیب کنیم حس نمیکنیم که یک چیزی دارد به دور خودش میچرخد و آن نقطه سفید یک منحنی [نوسانی] را طی میکند. از این نظر ممکن است کسی بگوید اصلًا در اینجا یک حرکت بیشتر نیست و آن حرکت روی خط منحنی [به شکل نوسان] است. اگر به جای چرخ اتومبیل فقط یک گلوله بود که همان مسیر منحنی را طی میکرد آیا میگفتید اینجا دو حرکت است؟ چطور در مورد گلوله میگویید یک حرکت است ولی در موردچرخ اتومبیل میگویید دو حرکت است؟ در عین حال این آقایان (حکما) معتقدند که این گونه حرکتها دو حرکت است نه یک حرکت.
راهی دیگر در بررسی مسئله
این مسئله را از جنبه دیگری نیز میتوان تحلیل کرد که این مطلب در شرح هدایه آخوند و در شفا ی بوعلی آمده است. آن جنبه دیگر این است که هر حرکتی هم فاعل میخواهد و هم قابل، همچنان که هر حرکتی نیازمند مبدأ و منتهی هم هست. هرگاه یک حرکت داشته باشیم این حرکت باید با یک نیرو حرکت کند و اگر دو حرکت داشته باشیم باید با دو